هوش مصنوعی و رنسانس نوین در علوم زیستی و زیست پزشکی

نویسندگان

1 مرکز تحقیقات بیوشیمی و بیوفیزیک، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 مرکز تحقیقات بیوشیمی و بیوفیزیک، دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 مرکز تحقیقات بیوشیمی و بیوفیزیک، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
چکیده

همگرایی ژرف هوش مصنوعی و علوم زیستی در حال درنوردیدن مرزهای سنتی علم ویک نوزایش(رنسانس) است. این پیوند تحول‌آفرین، نه‌تنها رویکردهای کلاسیک زیست‌شناسی را به چالش کشیده، بلکه افق‌هایی نو برای فهم سازوکارهای بنیادین حیات، تشخیص بیماری‌ها و توسعه درمان‌های هدفمند و شخصی‌سازی‌شده گشوده است. زیست‌شناسی به‌طور سنتی بر مدل‌های کیفی و توصیفی استوار بوده است؛ رویکردی که اگرچه درک مفهومی پدیده‌ها را ممکن می‌سازد، اما به‌دلیل پیچیدگی ذاتی سامانه‌های زیستی، از توان پیش‌بینی کمی و دقیق برخوردار نیست. در غیاب قوانین جهان‌شمول و قطعی، تحلیل رفتار سامانه‌های زیستی چندسطحی و درهم‌تنیده همواره با محدودیت‌هایی همراه بوده است. در این میان، هوش مصنوعی با توانمندی منحصربه‌فرد خود در تحلیل داده‌های عظیم، چندبعدی و ناهمگون، این خلأ دیرینه را تا حد زیادی جبران کرده است. پیشرفت شتابان الگوریتم‌های یادگیری ماشین و یادگیری عمیق، دامنه کاربردهای هوش مصنوعی را از بیماری‌شناسی مولکولی و زیست‌پزشکی تا طراحی هوشمند دارو، تصویربرداری پیشرفته و مدیریت درمان گسترش داده است. امروزه، هوش مصنوعی به یکی از ارکان اصلی پزشکی شخصی‌سازی‌شده، ویرایش ژنوم و تصمیم‌گیری بالینی بدل شده و نویدبخش دوران نوزایش (رنسانس) نوینی است که در آن کشف رازهای حیات با شتاب و دقتی بی‌سابقه تحقق خواهد یافت و مرزهای امکان را در علوم زیستی جابه‌جا خواهد کرد.