تلفیق هنر و سیاست در چهرهنگاری شاه اسماعیل اول از دورۀ صفویه تا قاجار
نویسندگان
1 کارشناس ارشد باستانشناسی، دانشکده مرمت، دانشگاه هنر اصفهان، ایران.
2 دانشیار، گروه باستانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهرکرد، ایران.
3 استادیار، گروه باستانشناسی، دانشکده مرمت، دانشگاه هنر اصفهان، ایران.
doi
10.22070/negareh.2024.18662.3321چکیده
مقدمه: روی کار آمدن شاه اسماعیل اول، بنیانگذار سلسلة صفوی، در سدة دهم ه.ق موجب تحولات گستردهای در عرصههای سیاسی و اجتماعی شد که بازتاب آن را بهوضوح میتوان در هنر نقاشی این دوره مشاهده کرد. درنتیجه، توجه به جزئیات، واقعگرایی و انعکاس احساسات شخصیتها باهدف انتقال ارزشها و نمایش قدرت، بیشازپیش در نقاشی ایرانی موردتوجه قرار گرفت.اهداف و سؤالها: هدف این پژوهش، شناسایی و بررسی آثار چهرهنگاری شده از شاه اسماعیل اول در دورۀ صفوی و همچنین بررسی علل تداوم خلق این چهرهنگاریها در دورههای پسازآن است. سؤال پژوهش شامل چهرهنگاریهای شناساییشدۀ از شاه اسماعیل اول است و اینکه چه ویژگیهایی دارد و دلیل تداوم آن در دورههای پس از صفوی چیست؟روشها: روش تحقیق بهصورت توصیفی- تحلیلی و تاریخی است و دادههای موردنیاز با استفاده از روش کتابخانهای و مطالعات میدانی گردآوریشدهاند. جامعة آماری پژوهش شامل 51 اثر چهرهنگاریشده از شاه اسماعیل اول است که حتی در حکومتهای بعدی نیز ترسیمشدهاند.یافتهها و نتایج: نتایج این پژوهش نشان میدهد که چهرهنگاری شاه اسماعیل اول، علاوه بر نمایش ویژگیهای فیزیکی چهره، برای ترویج و تثبیت قدرت سلطنتی شاه و تبلیغ حکومت صفوی نیز مورداستفاده قرار میگرفت. در برخی موارد، ترسیم چهرهنگاری شاه توسط دولتهای خارجی، نشان از قدرت و شکوه شاه داشت و بهعنوان نمادی از روابط سیاسی بین دولتها عمل میکرد. بر اساس منابع تاریخی، شاه اسماعیل اول مردی خوشسیما، خوشاندام با سبیل، موهای قرمز و پوست سفید بود و چهرهای جدی و مصمم داشت. آثار بهجامانده از چهرهنگاریهای شاه اسماعیل، این ویژگیها را بهخوبی نمایش داده و معمولاً او را در لباسهای فاخر سلطنتی و با نمادهای قدرت همچون تاجوتخت به تصویر کشیدهاند که نشاندهندة اقتدار و تمجید بود. تداوم خلق این آثار هنری در دورههای بعد از صفویه، بهویژه در عهد زند و قاجار، عمدتاً دلایل سیاسی و هویتی داشته و بهمنظور مشروعیت بخشی به حکومتهای شیعی پس از آنها صورت گرفته است.