تبیین نظام بصری حاکم بر نشانها در فرشهای ایران، هندوستان و اروپا متعلق به قرون 1۵-17 میلادی
نویسندگان
1 استادیار دانشکده هنر، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
doi
10.22070/negareh.2024.19054.3371چکیده
مقدمه: نشانها، ساختارهای بصری و هویتی با ویژگیهای خاصی هستند که بر روی اشیاء مختلف به کار میروند. مطالعه این نشانها بهمنظور شناخت اجزای تشکیلدهنده و تحلیل مؤلفههای بصری و ضرورتهای کاربردی آنها، زمینة مناسبی برای پژوهش فراهم میکند. در فاصلة قرون پانزدهم تا هفدهم میلادی، فرشها یکی از بسترهای اصلی نمایش این نشانها بودند.اهداف و سؤالها: هدف این مقاله، تحلیل قالیهای نشاندار در بازة زمانی مشخص و جغرافیای متنوع است تا با در نظر گرفتن چارچوبهای بصری نشان شناسی، تمایزات این قالیها در مناطق مختلف تولید آشکار شود. مقاله به این پرسشها پاسخ میدهد: 1. نشانهای منعکسشده بر فرشها قرون 15-17 میلادی از کدام عناصر بصری موجود در ساختار استاندارد نشانها برخوردارند؟ 2. نمایش نشانها بر فرشها، با توجه به تحلیل مختصات آنها از چه ضرورتهای کاربردی پیروی کرده است؟روشها: مقاله حاضر با روش تحلیلی- توصیفی بر پایه اطلاعات کتابخانهای نوشتهشده است. جامعة آماری به شیوة هدفمند، شامل 9 تخته قالی کامل و یک قطعه قالی نشاندار از دو حوزة بافندگی آسیا (ایران و هند) و اروپا (انگلستان و اسپانیا) است که با روش تحلیل مضمون موردبررسی قرارگرفتهاند.یافتهها و نتایج: نتایج تحقیق نشان داد که ساختار بصری نشانهای موردمطالعه، عمدتاً در مقایسه با نظام بصری استاندارد نشان شناسی، متنوع است. تعداد نشانهای موجود بر قالیها نیز از یک تا سه نشان، متغیر بود. همچنین، نمایش نشانها بر قالیها از ضرورتهای کاربردی گوناگونی تبعیت کرده است. برخی از این نشانها بر قالیهایی بافتهشدهاند که هیچ سنخیت بومی با منطقه تولید خود، (ایران و هندوستان) نداشتند. با تحلیل نشانها و مستندات مرتبط با انتساب آنها به خاندانهای مختلف، مشخص شد که عموماً کاربست نشان بر قالیها بهمنظور القای مالکیت خاندانهای سلطنتی یا طبقه اشراف بر قالیهای سفارشی بوده و در موارد کمتری، نشانها با مؤسسات تجاری یا مراسم آئینی مرتبط هستند.