تاریخنگاری هنرهای کاربردی ایران بر اساس منابع مکمل
نویسندگان
1 استادیار، گروه صنایعدستی، دانشگاه علم و فرهنگ، تهران، ایران.
doi
10.22070/negareh.2024.18871.3347چکیده
مقدمه: عوامل آسیبزا و زوالپذیر بودن بسیاری از آثار هنرهای کاربردی، سبب شده است که مطالعات تاریخی مربوط به این حوزه بیشترین آسیب را ببینند و پژوهشهای تاریخی و دیرینهشناسی مرتبط با این تولیدات با مشکلاتی مواجه شوند. ازاینرو، یک پژوهشگر تاریخ، ناگزیر است بازسازی تاریخی چارچوب مطالعاتی خود را با بهکارگیری ابزارها و روشهای موازی و مکمل ادامه دهد.اهداف و سؤالها: هدف این پژوهش، دستهبندی منابع مکمل بهمنظور ارائه الگویی برای روشنسازی تاریخنگاری هنرهای کاربردی ایران بر اساس منابع مکتوب است. سؤالات پژوهش نیز عبارتاند از: 1. هنرهای کاربردی ایران را میتوان در چه دستهبندی از منابع مکمل بازسازی کرد؟ 2. با استفاده از چه الگویی در بازخوانی منابع مکتوب میتوان تصویر واضحتری از وضعیت هنرهای کاربردی در دورههای تاریخی ارائه داد؟روشها: روش تحقیق این پژوهش ازنظر هدف بنیادی - نظری و ازنظر روش، کیفی است. ازنظر شیوة گردآوری اطلاعات، در بخشهای تاریخی و نظری، پژوهشی کتابخانهای و اسنادی به شمار میرود و تجزیهوتحلیل دادهها نیز بهصورت کیفی انجامشده است.یافتهها و نتایج: یافتههای این مطالعه نشان میدهد که میتوان منابع را در سه دستة تخصصی، مستقیم و غیرمستقیم طبقهبندی کرد و بر این اساس به بازسازی نسبی هنرهای کاربردی ایران دست یافت. اگرچه منابع تخصصی (کتابت و هنرهای وابسته) ازنظر موضوعی محدود هستند، اما نکات ارزشمندی دربارة مباحث نظری هنر، مراکز هنری، نقد و ارزشگذاری هنرمندان، مطالعات تطبیقی و مسائل اجتماعی ارائه میدهند. در منابع مستقیم، ضمن تکرار ویژگیهای فوق، به موضوعات متنوعتری مانند معماری و تزیینات وابسته، موسیقی، کاشیکاری و سفالگری در قیاس با منابع تخصصی پرداختهشده است. در بخش منابع غیرمستقیم، با تمرکز بر بسامد واژگان مرتبط با تولیدات هنری و تحلیل کمی و کیفی آن در متون تاریخی و ادبی، معمولاً میتوان فهرست این تولیدات را از سیاهه مالیات ولایات، غنائم جنگی، صورت وضعیت اموال و نیز منابع منظوم ادبی استخراج کرد. در این بخش، با بهکارگیری الگویی نظاممند شامل ترکیبات توصیفی، تحلیل مفهومی متون و فرضیة همجواری واژگان، میتوان به اطلاعات کمی و کیفی قابل قبولی از تولیدات هنری دست یافت.