بررسی و تحلیل شخصیت زن در رمانهای نجیب کیلانی (مطالعۀ موردی: رمانهای الطریقالطویل، قاتل حمزه و الرجل الذی آمن)
نویسندگان
1 دانشیار دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران
2 عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور مرکز مهاباد
doi
10.22059/jwica.2014.56024چکیده
ادبیات داستانی، به سبب گیرایی و جذابیت خاص، جایگاه ویژهای دارد و از فنون مهم ادبی به شمار میآید. از مهمترین وظایف داستان این است که فضیلتهای اخلاقی و معنوی را از سوی شخصیتها و قهرمانان داستان ترویج کند و با پلیدیها و بیعدالتیها به مبارزه برخیزد. ازاینرو، داستاننویس متعهد باید سعی بر آن داشته باشد که علاوه بر سرگرمکردن خواننده، از هدف نهایی خود، که همانا تعلیمدادن و آگاهکردن خواننده است، غافل نباشد. نجیب کیلانی، ادیب و داستاننویس برجستة معاصر، میکوشد با گنجاندن شخصیتهای مختلف داستانی، رسالت دینی خود را به انجام رساند و سبک زندگی صحیح اسلامی را برای نسل جوان بازگو کند؛ در این مقاله، سعی شده که شخصیتپردازی زن در این سه رمان، که به ترتیب درونمایههای اجتماعی، تاریخی و اسلامی دارند، بررسی شود. نگارندگان در این مقاله از روش توصیفی و تحلیلی بهره برده و در نتایج پژوهش دریافتهاند که نویسنده در شخصیتپردازیهای خود از شیوههای مستقیم و غیرمستقیم استفاده کرده و از هر نوع شخصیتی، اعم از ایستا، پویا، مثبت، منفی و...، سود جسته است. شخصیتهای زنانه در هر سه رمان شخصیت فرعیاند که کیلانی با مهارت کامل توانسته از رهگذر آنها به اهداف اصلی خود، که اعتلای فرهنگ اسلامی است، دست یابد.