انقلاب زیستی با سایبورگ‌ها: ادغام هوش مصنوعی و بدن انسان

نویسندگان

1 گروه مدیریت آموزشی، واحد تنکابن، دانشگاه آزاد اسلامی، تنکابن، ایران

2 گروه مدیریت آموزشی، واحد تنکابن، دانشگاه آزاد اسلامی، تنکابن، ایران

3 گروه مدیریت آموزشی، واحد تنکابن، دانشگاه آزاد اسلامی، تنکابن، ایران

doi
چکیده

پیشرفت‌های شگرف در حوزه‌های زیست ‌فناوری، رباتیک و هوش مصنوعی، مرزهای سنتی بین انسان و ماشین را به تدریج محو ‌نموده و مفاهیم سایبورگ و پساانسان‌گرایی را در کانون مباحثات علمی و فلسفی معاصر قرار داده است. مفهوم سایبورگ، که با الهام ازتئوری سایبورگ دونا هاراوی و تئوری همزیستی درون‌سلولی لین مارگولیس شکل گرفته است، به عنوان نمادی از گذار به عصری جدید معرفی می‌گردد. این موجودات هیبریدی، که از ترکیب اجزای زیستی و مصنوعی پدید آمده‌اند، با بهره‌گیری از فناوری‌هایی نظیر رابط‌های مغز-رایانه، نانورباتیک و سلول‌های سوختی زیستی، امکان ادغام عمیق زیست‌شناسی و مهندسی را فراهم می‌سازند. با این حال، چالش‌های عمیقی همچون ابهام در شخصیت حقوقی سایبورگ‌ها، شکاف دیجیتالی گسترده، مصرف انرژی فزاینده مراکز داده، توسعه این فناوری‌ها را با موانع جدی مواجه ساخته است. این مقاله، با ترسیم سه سناریوی محتمل برای آینده، یعنی بهینه‌سازی انسان، فراانسان‌گرایی و اکوسیستم‌های سایبر بیولوژیک نشان می‌دهد که مسیر پیش‌رو نه تنها به پیشرفت‌های فناورانه وابسته است، بلکه نیازمند بازاندیشی در مفاهیم اخلاقی و اجتماعی است در نهایت، مقاله بر ضرورت خروج از انسان‌محوری و حرکت به سوی همزیستی اکولوژیک تأکید می‌نماید. این گذار، مستلزم ایجاد فلسفه سایبورگ ها و چارچوب‌های جهانی نظیر حکمرانی سایبر-زیستی، استانداردهای طراحی سبز و نهادهایی همچون سازمان ملل سایبرنتیک برای تضمین عدالت فناوری است. پذیرش سیالیت هویت انسانی و تقویت گفت‌وگوهای بین‌رشته‌ای،کلید تبدیل سایبورگ‌ها از نمادی از سلطه به محرکی برای دموکراسی زیستی و تعادل اکولوژیک محسوب می‌گردد.