الگوی پارادایمی توسعه کارآفرینی اجتماعی زنان روستایی با استفاده از تئوری بنیانی

نویسندگان

1 دانشیار گروه اقتصاد، ترویج و آموزش کشاورزی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه ازاد اسلامی، تهران، ایران

2 دانشیار گروه اقتصاد، ترویج و آموزش کشاورزی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه ازاد اسلامی، تهران، ایران

3 دانشجوی دکتری گروه اقتصاد، ترویج و آموزش کشاورزی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه ازاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22111/gdij.2022.7279
چکیده

به‌کارگیری دانش کارآفرینی اجتماعی برای دگرگونی توسعۀ جامعه روستایی حیاتی است و می‌تواند زمینۀ مناسبی برای توسعه و توانمندسازی زنان در نواحی روستایی محسوب شود. هدف این پژوهش تحلیل عوامل مؤثر بر کارآفرینی زنان روستایی و ارائۀ الگوی پارادایمی توسعۀ کارآفرینی اجتماعی زنان روستایی در شهرستان ورامین است. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش کیفی بوده و از بین روش‌های کیفی مرسوم، از روش تئوری بنیانی استفاده شد. شرکت‌کنندگان شامل 11 نفر از کارشناسان و زنان کارآفرین عضو صندوق اعتبارات خُرد روستایی شهرستان ورامین بودند که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. روش اصلی گردآوری داده‌ها، استفاده از مصاحبۀ نیمه‌ساختارمند بود که تا رسیدن به نقطۀ اشباع نظری ادامه یافت. درجهت تحلیل داده‌ها و پردازش اطلاعات، از نرم‌افزار MAXQDA 12 استفاده شد. روایی داخلی تحقیق با استفاده از نظرات استادان و مشاهدات طولانی، روایی خارجی از طریق توصیف داده‌های به‌دست‌آمده و پایایی تحقیق با روش مثلث‌سازی سنجیده شد. نتایج نشان داد مهم‌ترین جنبۀ تأثیرگذار در کارآفرینی اجتماعی، جنبۀ فرهنگی-اجتماعی است. بعد از آن به‌ترتیب جنبه‌های روانشناختی، اقتصادی، زیست‌محیطی، فناوری و قانونی-سیاسی قرار داشتند. ارتباط عوامل مؤثر باهمدیگر و توسعۀ کارآفرینی اجتماعی زنان در الگوی پارادایمی آورده شد. الگوی پارادایمی شامل مؤلفه‌های شرایط علّی، شرایط زمینه‌ای، شرایط مداخله‌گر، استراتژی‌ها و پیامدها برای توسعۀ کارآفرینی اجتماعی زنان روستایی ارائه شد.