خوانش ترامتنی نقش اژدهای هفت سر دریا با تأکید بر نقش تنّـین در عجایب نامه‌های اسلامی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد دانشگاه هنر اسلامی تبریز،

2 سرپرست دانشکده هنرهای تجسمی دانشگاه هنراسلامی تبریز

doi
10.22070/negareh.2024.17591.3206
چکیده

تنّین، موجودی هیبریدی با هفت سر، یکی از افسانه‌های گمنام در بطن تاریخ و جلوه‌گر در عجایب نامه‌هاست. تصویر اژدهای مارگونه و هفت سر دریا با نام‌های متفاوتی از اسطوره یام و بعل مردم بین‌النهرین تا جزیرة‌ مار و روایت اسکندر در طول تاریخ ارائه‌شده و بعدها بر قاعده خیال مخاطب نسخ عجایب نامه نقش بسته است. این موجود از یهودیت تا اسلام از یونان تا ایران سفر کرده است. نظریة ترامتنیت ژرار ژنت، رویکردی کاربردی است که در خوانش متون تصویری مؤثر بوده و روابط درهم‌تنیدة شبکه‌های متنی و تصویری و دلالت‌مندی‌های مرتبط را آشکار می‌سازد. هدف از جستجوی رد پای نقش اژدهای هفت سر دریا در تاریخ، یافتن حقیقت پنهان در پس آن و مفهوم‌بخشی به آثار هنری معاصر با درک بهتر و ریشه‌ای از نقوش کهن است. سؤالات این مطالعه عبارت‌اند از: 1. به‌طورکلی نقش تنّین به چه موجودی اطلاق می‌شود؟ 2. چگونه می‌توان نظریه ترامتنیت ژنتی را در خوانش نقش تنیّن و ارتباط این نقش با اسطوره‌های کهن به کار برد؟ این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام‌شده و جامعه آماری آن شامل کلیة نقوش و روایات اژدهایان هفت سر است که به‌صورت اثری هنری و یا ادبی مانند داستان یا اسطوره باقی‌مانده و در دسترس هستند. از این میان، شش نقش و روایت به‌عنوان نمونه‌ به‌صورت هدفمند از سوی نویسندگان انتخاب و از جنبه‌های بصری و روایی تحلیل‌شده‌اند. نتایج نشان داد تنّین موجودی با یک سر انسانی و ‌شش سر مارگونه است که به باورمندی شرارتی که فقط به‌واسطة قدرتی لایزال چون خدا و یا بندگان برحق او از میان می‌رود، اشاره دارد. همچنین، بر اساس نظریه ترامتنیت که روشی در خوانش متون تصویری است، به‌واسطه تبیین یک الگوی چهار مرحله‌ای، ارتباط تصویری و مفهومی بین نمونه‌های مطالعاتی قابل‌اثبات است.