خوانش دو قطب استعاره و مجاز در نقاشیهای قهوهخانهای، نگارههای مکتب اصفهان و نقاشی سقاخانهای با رویکرد نشانهشناسی رومن یاکوبسن
نویسندگان
1 استادیار و عضو هیئتعلمی دانشگاه تربیت مدرس، ایران
2 دانشجوی دکتر هنر اسلامی، رشتة هنر اسلامی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22070/negareh.2023.16137.3022چکیده
نقاشی قهوهخانهای، نوعی هنر عامیانه است که با گذر از نگارگری مکتب اصفهان و تحت تأثیر شرایط فرهنگی- اجتماعی، در عصر قاجار بروز و ظهور یافته است. در این میان، نقاشان قهوهخانهای، از استعاره و تمثیل بهعنوان ابزاری برای شکلدهی به تصاویر متفاوت از واقعیت استفاده کردند که در عین شباهت به نگارههای مجرد مکتب اصفهان، بهگزینش اشکال طبیعتگرایانه در محور جانشینی همت گماشتهاند. هدف از این مقاله، تشریح بُعد استعاره و مجاز در نقاشی قهوهخانهای از منظر رویکرد نشانهشناسی یاکوبسن است. در این مقاله، نقاشیهای قهوهخانهای عصر قاجار با هدف پشت سر گذاشتن پارادایمهای غالب نگارگری سنتی به شیوة تحلیل ساختاری متن موردبررسی قرار میگیرند. در پژوهش حاضر، این سؤال پاسخ دادهشده که استعاره و مجاز چه تأثیری در شکلگیری و شکوفایی نقاشیهای قهوهخانهای و سقاخانهای در دوران معاصر داشته است. روش تحقیق پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی صورت گرفته و گردآوری اطلاعات موردنیاز برای تحلیل به شیوة کتابخانهای و با توجه به نوع روابط جانشینی و همنشینی در ساختار و ترکیب عناصر بصری نقاشی قهوهخانهای در قیاس با نگارههای مکتب اصفهان و نقاشی سقاخانهای تحقق یافته است. نتایج این مطالعه نشان داد نقاشی قهوهخانهای در مقایسه با نگارههای مکتب اصفهان و نقاشی سقاخانهای بهصورت استعاره و مجاز شکلگرفته که به گفته یاکوبسن، مبتنی بر دو محور جانشینی و همنشینی است و نقش محوری در خلق تصاویر مدرن و نقاشی قهوهخانهای داشته است.