مطالعة تطبیقی اعمال روش آموزش مبتنی بر حل مسئله با روش معمول آموزش در درس کارگاه صنایعدستی 5 (سفال و کاشی)
نویسندگان
1 استادیار گروه صنایعدستی، دانشکده صنایعدستی، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان
doi
10.22070/negareh.2023.17585.3203چکیده
امروزه پیشرفتها و تحولات سریع، مسائل جدید و درنتیجه انتظارات تازهای از نظامهای آموزشی ایجاد کرده است. در شیوهای معمول آموزشی، فراگیران اغلب مجال استفاده از مطالب آموزشی در دنیای واقعی را نمییابند. ازاینرو، متخصصین علوم تعلیم و تربیت بر شیوههای فعال و ضرورت حذف خلأ میان آموزش و عمل، با استفاده از روش حل مسئله تأکید دارند. «حل مسئله» که بهعنوان روش آموزش علمی نیز شناخته میشود، یکی از مفیدترین روشهای آموزش فعال است. هدف این تحقیق، سنجش تأثیر آموزش با روش حل مسئله بر یادگیری، انگیزش و خلاقیت دانشجویان در درس کارگاه صنایعدستی 5، نسبت به روش معمول آموزش (مطابق با سرفصل برنامه درسی) و پاسخ به این سؤال است که روش حل مسئله در آموزش این درس چگونه است و بهکارگیری آن، چه نتایجی در بر دارد؟ روش تحقیق بهصورت آزمایشی (تجربی) و تجزیهوتحلیل بهصورت کیفی انجامشده است. گردآوری دادهها نیز بهصورت اسنادی و میدانی (مشاهده، عکاسی و مصاحبه) انجامگرفته است. زمان و مکان تجربه به ترتیب، نیمسال اول 1394 و دانشگاه هنر اصفهان بوده است. نتایج تحقیق نشان داد تفاوتهایی ازنظر کیفی در آموزش به روش حل مسئله و روش معمول آموزشی وجود دارد. روش حل مسئله، روش فعالتر و دانشجو محور آموزشی است و فعالیت، خلاقیت و انگیزش دانشجویان در این شیوه بیشتر و یادگیری عمیقتر است. در روش حل مسئله، دانشجویان بهجای کپیبرداری از آثار دیگران یا تقلید از گذشته، میآموزند که پاسخهای مختلف برای یک مسئله را خود کشف و ارزیابی کنند و به همین دلیل به زبان هنری شخصی دست مییابند. همچنین، در این روش رضایتمندی، میزان اعتمادبهنفس، توانایی اظهار وجود و مشارکت دانشجویان بهتر از روش معمول آموزشی بوده است. در پایان پیشنهادهایی بهمنظور بهبود آموزش این درس که قابلیت تعمیم به سایر دروس کارگاهی این رشته را دارد، ارائهشده است.