نقد شبهه عدم نزول قرآن به زبان قریش بر مبنای اختلاف در قرائت همزه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان
2 استادیار گروه الهیات و معارف اسلامی، واحد گرگان
3 گروه الهیات و معارف اسلامی، دانشکده علوم انسانی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران.
4 استادیار گروه معارف اسلامی، دانشگاه علوم پزشکی شاهرود
doi
10.22034/qer.2022.7202چکیده
آیۀ Pو ما أرسَلنا مِن رَسولٍ إلّا بِلِسانِ قَومِهO (ابراهیم: 4)، حکایت از انطباق و نزول قرآن به زبان قریش، و تصریح قرآن به نزول کلام خدا به عربی مبین (الشعراء: 195 و النحل: 103) مؤید فصاحت زبان عرب عصر نزول یا همان اهل حجاز است. اما منکران وحیبودن قرآن سعی کردهاند با نشاندادن عدم انطباق بین قرآن و زبان قریش ـ بهعنوان نخستین مخاطبان قرآن ـ هم مدعای ارسال به زبان قوم را انکار کنند و هم با نفی فصاحت و بلاغت زبان قوم مخاطب، فصاحت و بلاغت قرآن را مورد تردید قرار دهند. در موردی مهم و قابل تأمل با توصیف اهل حجاز (قریش) به تسهیلکنندگان همزه و کثرت تحقیق همزه در قرآن، قول نزول به زبان قریش مخدوش دانستهاند. اگرچه وجوه دیگری مانند: وجود کلماتی در قرآن با ریشه پارسی و یا عبری یابودن اختلاف قرائات میتواند از زمینههای شکلگیری شبهه عدم انطباق نزول قرآن به زبان قوم، و یا ادعای عدم فصاحت و بلاغت قرآن باشد؛ پژوهش حاضر در صدد است با رویکرد تحلیلی _ انتقادی از طریق نقد نظرهایی که قائل به تسهیل همزه نزد قریشاند و تحقیق همزه نزد آنان را محصول اضطرار یا عواملی مثل آن میدانند، اصلبودن تحقیق همزه نزد قریش را ثابت نموده و شبهه مذکور را پاسخ گوید.