بررسی فرایند درک و تجربه‌ی والدین افراد با ملال جنسیتی، یک مطالعه‌ی کیفی در ایران

نویسندگان

1 استادیار، گروه پزشکی اجتماعی، دانشکده‌ی پزشکی، مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت، دانشگاه علوم پزشکی گناباد، گناباد، ایران

2 استاد روان‌پزشکی، مرکز تحقیقات روان‌پزشکی و علوم رفتاری، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران

3 استاد اپیدمیولوژی، مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت، دانشکده‌ی بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران

doi
10.48305/jims.v40.i687.0699
چکیده

مقاله پژوهشی مقدمه: افراد مبتلا به ملال جنسیتی، بین جنسیتی که برای آن‌ها تعیین شده است و جنسیت تجربه شده/ ابراز شده‌ی خود، ناهمخوانی محسوسی دارند. این مطالعه با هدف اطلاع از درک و تجربه‌ی والدین افراد مبتلا به اختلال ملال جنسیتی در مورد وضعیت فرزندشان می‌باشد. روش‌ها: این مطالعه از نوع تحلیل محتوای کیفی است که به روش انجام مصاحبه‌ی نیمه ساختاریافته با 15 نفر از والدین افراد دچار ملال جنسی ارجاع شده به بیماستان ابن‌سینا مشهد در سال 1399 انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش Strauss و Corbin استفاده شد. از نرم‌افزار MAXQDA نسخه‌ی 10 به منظور سازمان‌دهی و کدگذاری داده‌های کیفی استفاده گردید. یافته‌ها: در مجموع، 15 مصاحبه و 121 کد مفهومی استخراج شد. 58 درصد از فرزندان دچار اختلال هویت جنسی، دختر بودند. میانگین سن این افراد در زمان شرکت در مطالعه، 24 سال، میانگین سن تصمیم‌گیری برای انجام عمل جراحی، 21 سال و میانگین سن شروع علائم در کودکی، 9 سال بود. یافته‌های به دست آمده در این مطالعه، در شش مقوله‌ی مرکزی با عناوین تجربه‌ی والدین از کودکی فرزند دچار ملال جنسیتی، رفتارهای مشاهده شده نامتعارف در نوجوانی و جوانی فرد مبتلا به اختلالات جنسی از دید والدین، احساسات والدین، سوء رفتار والدین، علل ایجاد این مشکل از دید والدین، تجربه‌ی خود فرد از اختلال هویت جنسی قرار گرفتند. نتیجه‌گیری: مهم‌ترین نتایج به دست آمده از بررسی فرآیند درک و تجربی والدین افراد دچار ملال جنسیتی نشان دهنده‌ی بارز بودن انکار و تلاش برای به تاخیر انداختن فرآیند ارزیابی و درمان و وجود سوء رفتار بارز والدین و بی‌توجهی به سرنخ‌های اختلال از کودکی و نوجوانی به دلیل عدم آگاهی آن‌ها بود. اغلب والدین فرزندان خود را در مسیر درمان مصمم می‌دانستند.