بازنمود نقش شیر مطیع و مُسخّر در حضور انبیا و اولیا در هنر قاجار
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه شاهد
2 دکتری هنر اسلامی، دانشکده هنر، دانشگاه تربیت مدرس،
doi
10.22070/negareh.2023.17231.3158چکیده
شیر در میان اقوام و تمدنهای مختلف، همواره جایگاه بیبدیلی داشته و حضوری رمزگونه و اعتقادی یافته است. در فرهنگ و هنر ایران از نقش این حیوان به اشکال و مفاهیم گوناگون استفادهشده؛ گاه بهصورت تزئینی و نمادین و در مواقعی عینی و واقعگرا. مقاصد عقیدتی و مذهبی از دیگر مناسبتهای ظهور نقش شیر در فرهنگ ایران بوده که بارزترین نمودش، شیر حق بهعنوان استعارهای از امام اول شیعیان است؛ اما جلوۀ دیگری از حضور شیر در هنرهای دیداری، به تسخیر نفس این موجود مرتبط میشود؛ موضوعی که با مبحث کرامات و تصرف باطنی بزرگان راه حق بر پارهای از امور هستی ارتباط مییابد. در هنر عصر قاجار، بهعنوان تجلیگاه هنرهای عامیانۀ مذهبی، با آثار متعدد و متنوعی در این زمینه مواجهیم که در آنها شیر بهواسطۀ این نوع خوارق عادات، مسخّرِ قدرت ایمان و نفوذ باطنیِ بزرگان دین و تصوف شده و از حیوانی درندهخو به موجودی رام و تحت فرمان درمیآید. بر این اساس، تحقیق پیش رو با هدف بررسی این موضوع و این سویه از فرهنگ تصویری عصر قاجار، درصدد پاسخ به این پرسشها است: 1. پیوستگی منابع و روایات حول مبحث کرامت و تسخیر حیوانات درنده، با وجه دیداری آن در هنر قاجار چه نسبتی دارد؟ 2. موضوع فوق را بر اساس مصادیق روایی و تصویری، اصولاً در چند دسته میتوان طبقهبندی کرد؟ 3. خاستگاه این مصادیق و نمودهای تصویری چیست؟ و 4. این موضوع در چه رسانههایی متجلی است؟ این تحقیق به روش تاریخی و توصیفی ــ تحلیلی، با رویکرد کیفی و گردآوری اطلاعات در آن بر اساس منابع کتابخانهای انجامگرفته است. نتایج حاکی از آن است که تصویرگری صحنههای فرمانبری شیر نزد اولیا و انبیا، اساساً بر مبنای متون مذهبی و عرفانی و مشخصاً در یک مورد بر اساس متون ادبی، انجامگرفته و در کار هنرمند قاجاری در زمرۀ مبحث کرامت (در مقابلِ معجزه) قابل تفسیر است. این پیوستگی از نوع مستقیم بوده و نمودهای بصری موضوع در این نوشتار، بر اساس مطالعه و مشاهدۀ آثار موجود، ذیل هفت گروه یا روایت عمده قابلطبقهبندی است. خاستگاه این نمودهای بصری در سنّت و فرهنگ (مذهب و ادبیات) نهفته و در رسانههای مختلف تصویری، از نقاشی رنگ روغنی، دیواری، پشت شیشه، زیر لاکی و کاشی نگاری، نسخهنگاری (آبرنگ و چاپ سنگی) و بعضاً بافندگی قابلرؤیت است.