تحلیل ساختار روایت در نگارة استقبال امرای تیمور از مهد اعلی خانزاده بر اساس الگوی کنشی گریماس
نویسندگان
1 استادیار، گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه سمنان
2 کارشناس ارشد پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه سمنان
doi
10.22070/negareh.2023.16889.3119چکیده
روایت شناسی علمی نسبتاً نوبنیاد است که به درک مناسبات، ساختارها و دستور زبان حاکم بر روایت میپردازد و ریشه آن در ساختارگرایی است. ساختارگرایان در روایت شناسی به دنبال بررسی نظم و کشف تناسبات درونی در روایت، روابط و پیوندهای موجود بر عناصر سازندة داستان و توضیح نظام حاکم بر گفتمان روایی هستند. روایت شناسی را پراپ آغاز کرد و پسازآن گریماس که از پایهگذاران معناشناسی-ساختارگراست، با مطالعة معنا و ساختارهای مرتبط با آن، الگوی کنشی خود را که بر پایة چگونگی استفاده از مفاهیم زبانشناسی که در تحلیل متون استفاده میشود، ارائه داد تا توجه را از نشانه بهسوی معنا تغییر دهد. گریماس معتقد است از سطح بیرونی باید عبور کرد و به لایههای عمیق در متن وارد شد تا هم ساختارهای سطحی معنادار و هم ساختارهایی که در عمق متن پنهانشدهاند را بتوان یافت. در این تحقیق نگارهای از نسخة ظفرنامه تیموری (935 ه.ق) بر اساس الگوی کنشی گریماس تحلیل شد. هدف از این پژوهش مطالعه چگونگی همخوانی بصری و کنشی نگارهها با الگوی گریماس است. سؤالات اصلی تحقیق عبارتاند از: 1. تحلیل ساختار روایت با توجه به عناصر کنشگر تصویری در نگارة مورداشاره چگونه است؟ 2. تبدیل توالی زمانی بهتوالی مکانی در تصویر با توجه به روایت به چه صورت است؟ 3. آیا نگارگری را میتوان همانند متن به شیوة ساختارگرایی بررسی کرد و با الگوی گریماس مطابقت داد؟ روش تحقیق، با استفاده از الگوی گریماس و جمعآوری دادهها بر اساس مطالعه منابع مکتوب و اسنادی تحلیل انجامشده است. نتیجه پژوهش نشان داد الگوی گریماس قابلیت انطباق با نگارگری را دارد و هر نگاره با ساختار روبنایی و زیربنایی در ساختار تحلیل میتواند بهعنوان متن مستقل عمل کند، همچنین مطالعة ساختار زنجیرههای دلالتی برای یافتن معنای نگاره و تبدیل توالی زمانی بهتوالی مکانی در تصویر و تأثیر آن بر شکلگیری نظام کلی در ساختار روایت بصری ملاحظه شد.