تأثیر سنتهای تصویری نگارگری قدیم ایران بر نگارگری معاصر افغانستان با تأکید بر آثار کمالالدین بهزاد
نویسندگان
1 دانشجوی رشته پژوهش هنر مقطع دکتری دانشکده هنر و معماری دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشیار و عضو هیئتعلمی دانشکده هنر و معماری، گروه پژوهش هنر، دانشگاه تربیت مدرس
3 دانشیار و عضو هیئتعلمی دانشکده هنر و معماری، مدیر گروه پژوهش هنر، گروه پژوهش هنر، دانشگاه تربیت مدرس
4 دانشیار و عضو هیئتعلمی دانشکده هنر شاهد، گروه پژوهش هنر، دانشگاه شاهد
doi
10.22070/negareh.2023.17586.3204چکیده
تأثیرپذیری هنرها از یکدیگر تقریباً در تمام برهههای زمانی و تاریخی هنر تکرار شده است. در نگارگری نیز میتوان این مسئله را حتی در آثار هنرمندان بزرگ نیز مشاهده کرد. در نگارگری معاصر افغانستان هم تأثیرپذیری از سنتهای تصویری قدیم نگارگری ایران بهویژه کمالالدین بهزاد دیده میشود. بدین منظور، این پژوهش با هدف واکاوی سنتهای تصویری نگارگری قدیم ایران با تأکید بر نگارههای کمالالدین بهزاد با در نظر گرفتن دو متغیر ساختار و مضمون در نگارگری معاصر افغانستان (شصتساله اخیر)، به کمک جداول و تصاویر، چگونگی این تأثیرات مورد تحلیل، مقایسه و بررسی قرار گرفت. سؤالهای این پژوهش عبارتاند از: 1. مختصات تصویری قدیم نگارگری ایران (نگارههای کمالالدین بهزاد) و مضامین آنها، دارای چه ویژگیها و چارچوبهایی است؟ 2. مضامین و ساختار نگارگری قدیم ایران، چگونه در نگارگری معاصر افغانستان تداومیافته است؟ روش تحقیق، بهصورت توصیفی-تحلیلی با رویکرد تطبیقی بوده و روش گردآوری اطلاعات، میدانی و کتابخانهای (با استفاده از ابزار فیشبرداری و روش تجزیهوتحلیل کیفی) بوده است. نتایج بهدستآمده نشان داد سنتهای تصویری در نگارگری قدیم ایران (نگارههای بهزاد) دارای هویت جداگانهای نسبت به دورههای قبل است و شخصیت مستقل، فعال بودن پیکرهها، اهمیت نقشمایهها و نقش انسان و حالات چهره، هماهنگی رنگها، پرداختهای لطیف، وسعتبخشی به فضا، ترکیببندی بینظیر (عموماً مدور)، تزئینات، نماد و نشانهها و مضامین عرفانی، واقعگرایی اجتماعی، داستانی، حماسی و رزمی از ویژگیهای آن دوره است. نگارههای معاصر افغانستان نیز حاکی از تداوم این سنتهای تصویریاند. مضامین و ساختار در نگارههای دورة اول به یک اندازه دارای اهمیت هستند. در کنار نسخهبرداری از آثار بهزاد، خلق تصاویری بر مبنای اصول بهزاد اما با بیان جدید نیز دیده شد. در نگارههای دورة دوم، نمود مضامین بیشتر از ساختار است و موضوع زن اهمیت زیادی پیدا میکند. استفاده از نماد و نشانهها در آثار این دوره پررنگتر است.