مطالعه تطبیقی ابعاد برنامه‌ریزی و مدیریت اسکان در توفیق شهرهای جدید در تقسیمات کشوری (مطالعۀ موردی: شهرهای جدید اندیشه و پردیس)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 دانشیار گروه جغرافیا انسانی دانشگاه تهران

doi
10.22111/j10.22111.2022.6914
چکیده

شکل‌گیری و توسعه شهرهای جدید همواره در ارتباط با شهرهای اصلی منطقه بوده و کاهش وابستگی آنها به شهر اصلی به مرور به عنوان یکی از شاخص‌های موفقیت برنامه‌ریزی آنها تلقی شده است. در این پژوهش مطالعه تطبیقی ابعاد برنامه ریزی و مدیریت اسکان بر توفیق شهرهای جدید در تقسیمات کشوری مطالعه موردی شهرهای جدید اندیشه و پردیس بررسی و تحلیل شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی ـ تحلیلی است. این پژوهش متکی بر روش پیمایش و ابزار پرسشنامه بوده است. با تعیین روش و ابزار مصطلح، حجم نمونه و روش نمونه گیری، ابتدا پرسشنامه محقق ساخته مبتنی بر ۷ شاخص مسکن، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، مدیریتی و سیاسی، زیر ساختی ـ کالبدی و محیطی ـ اقلیمی مشتمل بر 55 گویه تدوین و در بین شهروندان با رویکرد تطبیقی توزیع شد. جهت بررسی موضوع از آزمون های آماری تی تک نمونه ای، تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی شفه استفاده شد. نتایج آزمون تی نشان می دهد که در بین ۷ شاخص مورد مطالعه تنها شاخص زیر ساختی ـ کالبدی با میانگین (3.57) قابل قبول و دارای وضعیت مساعدی می باشد. نتایج تحلیل واریانس ANOVA نشان می‌دهد. شاخص مدیریتی ـ سیاسی با مقدار F، 28.36 بیشترین مقدار اختلاف و تفاوت را دارد. از لحاظ شاخص کلی برنامه‌ریزی و مدیریت اسکان نیز بین دو شهر تفاوت معنادار است و با توجه به میانگین شاخص‌های مسکن (0.0465)، اجتماعی (1.0925)، اقتصادی (1.705)، فرهنگی (0.044)، زیر ساختی ـ کالبدی (2.054) و محیطی ـ اقلیمی (0.044)، این اختلاف به نفع شهر جدید اندیشه وجود دارد و ساکنان این شهر از شرایط بهتری برخوردار هستند. همچنین تفاوت در شاخص مدیریتی و سیاسی(2.22) معنادار بوده و با توجه به میانگین بالاتر پردیس در شاخص سیاسی و مدیریتی، این تفاوت به نفع پردیس است.