ارزیابی شاخصهای برند مقاصد گردشگری در شهرهای کوچک گردشگرپذیر مطالعه موردی: شهر لالِجین؛ شهر جهانی سفال
نویسندگان
1 گروه جغرافیای انسانی، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 گروه جغرافیای انسانی و برنامهریزی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jut.2024.301920.794چکیده
طی سالیان گذشته شهرهای کوچک با تأکید بر میراث فرهنگی تاریخی و صنایع بومی و دستی، سعی بر برند سازی گردشگری داشتهاند. هدف این تحقیق ارزیابی شاخصهای برند سازی در شهر لالجین بهعنوان یک شهر کوچک است. این شهر به لحاظ شیوه معیشتی، متکی بر هنر سفالگری است و اخیراً تبدیل به یکی از مقاصد گردشگری منحصربهفرد شده است. مدل استفادهشده در این تحقیق، مدل دوبعدی عرضه و تقاضا میباشد. جهت سنجش شاخصهای بعد تقاضای گردشگری به پرسشگری از مسافران اقدام شد. برای سنجش بعد عرضه گردشگری نیز به نظرسنجی از ساکنان شهر لالجین اقدام شد. دلیل استفاده از مدل دوبعدی؛ توجه به ذینفعان محلی و مشارکت آنها و در نظرگیری زمینههای محلی در فرایند برند سازی شهرهای کوچک است. یافتهها حاکی از آن است که در بعد عرضه، پتانسیلهای بالقوه گردشگری این شهر در وضعیت مطلوب قرار دارد و شاخصهای مربوط به مدیریت و بالفعل ساختن قابلیتها در وضعیت نامطلوبی میباشد. از منظر تقاضا (ارزش ویژه برند) نیز شهر لالجین دارای وضعیت نسبتاً مطلوبی میباشد. همچنین شهر لالجین بهواسطه ویژگیهای منحصربهفرد خود در بین گردشگران از نظر شاخصهای آگاهی از مقصد و تصویر برند شرایط مطلوبی را داراست اما این شهر کوچک بهمانند بیشتر شهرهای کوچک دیگر از نظر خدمات و امکانات گردشگری در وضعیت مطلوبی قرار ندارد. بر اساس آزمون لامبدای ویکلز در بعد عرضه، شناخت روند و گرایشهای گردشگری و توجه به آن و در بعد تقاضا، سازوکار افزایش وفاداری گردشگران به برند مقصد بیشترین تأثیر مثبت را در برند گردشگری شهر لالجین خواهد داشت.