بررسی جنبه‌های نمایشی شخصیت سودابه براساس نظریه کنش‌مندی گرماس

نویسندگان

1 دانشیار دانشکدۀ علوم انسانی گروه ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس

2 کارشناس ارشد دانشگاه هنر تهران

doi
10.22059/jwica.2014.50243
چکیده

شاهنامۀ فردوسی اثری با شخصیت‏های بسیار و متنوع است و توانایی تبدیل‌شدن به متون نمایشی را از هر حیث دارد؛ ولی پیش از ورود به نگارش چنین متونی نیاز است هر‌یک از شخصیت‏ها از منظر نظریه‌های شخصیت‏پردازی دراماتیک بررسی و تحلیل شود. شخصیت‏پردازی قهرمان نمایش به‌منزلۀ یکی از ارکان اصلی دنیای نمایش، مؤلفه‏های ویژه‏ای چون کنش‏مندی و انگیزش برای دست‌زدن به عمل دراماتیک، ویژگی‏های فیزیکی و روانی دارد که آن را از شخصیت‏پردازی داستانی متمایز می‏کند. سودابه یکی از شخصیت‏هایی جذاب‏ داستانی در شاهنامه است. ویژگی‏هایی شخصیتی وی با شخصیت‏های متعددی در ادبیات دیگر ملل مقایسه‌کردنی است. سودابه دارای ویژگی‏های قهرمانان دراماتیک است. در این مقاله کوشش شده با برشمردن مؤلفه‏های یک شخصیت نمایشی، نشان دهیم که به‌کمک شیوۀ پرداخت هنری فردوسی از سودابه، می‌توان همچون دیگر نمونه‏های ادبیات نمایشی، در نمایشنامه‏ای از سودابه شخصیتی نمایشی خلق کرد و در مرکز توجه اثری نمایشی قرار داد. در سال‏های گذشته، نظریه‌های شخصیت‏پردازی استفاده‌شده برای تحلیل شخصیت‏های داستانی در متون ادبی کهن، نظریه‌های کلاسیکی بوده است که اکنون مورد تردید قرار گرفته‏اند و نیاز است با دیدگاه‏های جدید به نقد و تحلیل آن‌ها پرداخته شود. یکی از این نظریه‌ها در حوزۀ شخصیت‏پردازی دراماتیک، نظریۀ کنش‏مندی شخصیت گرماس است که شخصیت را براساس میزان کنش در بافت متن نمایشنامه می‌سنجد.