تحلیل ارتباط ویژگیهای لیتولوژی غالب و گسلهای زیرحوضههای واحد زمینساختی زاگرس و بُعد فراکتالی آنها
نویسندگان
1 دانشیار ژئومورفولوژی، گروه جغرافیا، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران
2 کارشناسی ارشد ژئومورفولوژی،گروه جغرافیا، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران
doi
10.22111/j10.22111.2022.6692چکیده
هندسه فرکتال ابزار مناسبی برای بررسی و شناخت رفتار پیچیده رودخانه است. مهمترین ویژگی فرکتال، بُعد آن است. هدف این مقاله تعیین بُعد فرکتال و تحلیل آن با استفاده از تئوری هندسه فرکتال در زیرحوضههای واحد زمین ساختی زاگرس در غرب و جنوب غربی ایران است. برای بررسی بعد فرکتال واحد ژئومورفیک زاگرس، ابتدا لایه رودخانههای اصلی و آبراههها از 30*30 DEM مستخرج از ماهوارهی SRTM تهیه گردید. کل واحد ژئومورفیک ابتدا به یازده حوضه آبی حله، جراحی و زهره، کل مهران، کرخه، کارون، طشتک بختگان، مرزی غرب، مند، ابرقو- سیرجان، بندرعباس سدیچ، گاوخونی و هامون جازموریان تقسیم شد. سپس این حوضههای آبی به 272 زیرحوضه تقسیم شد. در گام بعدی رتبهبندی آبراههها به روش هورتن و استرالر انجام گرفت؛ به کمک طول شاخهها و نسبت انشعاب، بُعد فرکتال تمامی زیرحوضهها محاسبه شد. بعد فرکتال 30 زیرحوضه در این واحد مورفوتکتونیک 1-0 (02/11%)، 185 زیرحوضه 2-1 (01/68%) و 57 حوضه بیشتر از 2 (95/20%) برآورد گردید. تجزیه و تحلیل بعد فرکتال بین 2-1 زیرحوضه ها با رتبه نهایی هفت، در غالب زیرحوضهها، نشان می دهد که این واحد زمین ساخت ازنظر حوضهای به تکامل رسیده است و درصد کمتری از زیرحوضهها، بعد فرکتال کمتر از یک و بیشتر از 2 دارند. بعد فرکتال کمتر از 1 و بیش از 2 می تواند انعکاسی از وضعیت تکتونیک و لیتولوژی زیرحوضه ها باشد که مانع از به تعادل رسیدن بعد فرکتال زیرحوضهها، در سطح یا خط شده اند. تجزیه و تحلیل نهایی زیرحوضه ها در واحد زمین ساختی زاگرس نشان می دهد که نمیتوان رابطه معنی داری بین بعد فرکتالی و خصوصیات فیزیوگرافی زیرحوضهها برآورد نمود.