تحلیل و تفسیر اثرات مفهوم اندازۀ قرضی در توسعۀ شهرهای کوچک مطالعۀ موردی: شهر بهنمیر
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای شهرسازی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 استاد گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه مازندران، مازندران، ایران
doi
10.22111/j10.22111.2021.6539چکیده
در سالهای اخیر، برخی از محققان از مفهوم «اندازه قرضی» به عنوان توجیهی برای کارایی شهرهای کوچک و متوسط در مناطق شهری چندمرکزی استفاده نمودند. آنها معتقدند شهرهای کوچکتری که در نزدیکی یا درون یک منطقه شهری عملکردی یکپارچه قرار دارند، میتوانند از جمعیت، امکانات و تسهیلات شهرهای بزرگتر استفاده کنند در حالی که از هزینههای تجمع این شهرها مانند ترافیک، قیمت بالای مسکن و ازدحام اجتناب میکنند. در همین راستا، مقاله حاضر سعی دارد تا با کاربرد این مفهوم، علاوه بر توضیح رشد صنعت مبل در شهر بهنمیر، مسیری برای کاربست آن در سیاستهای شهری و منطقهای کشور باز کند. بدین منظور، قابلیت کاربرد این مفهوم در بهنمیر در چهار مرحله سنجیده شدند: نخست تخصصی شدن و تمرکز با استفاده از شاخصهای ضریب مکانی و تراکم بنگاهها، دوم، همپوشانی جغرافیایی بازار تقاضا به وسیله شاخص حوزه همپیوند، سوم سنجش چندمرکزیتی با استفاده از شاخصهای گرین و آنتروپی و دادههای جریان سفرهای روزانه، و در نهایت، تعادل میان صرفهها و هزینههای تجمع با استفاده از تحلیل تناظری. یافتههای تحلیلها نشان میدهند، بهنمیر توانسته با دسترسی مناسب به بازار تقاضای شهرهای بزرگتر و ساحلی، هزینههای پایین تولید به واسطه قیمت زمین، مالکیت زمین و نیروی کار ارزانتر و نیروهای جبری، به یک بازار و تولیدی تخصصی مبلمان بدل شود که با افزایش رقابت، شکستن قیمتها، تنوع و همرقابتی به عملکرد بهتری نسبت به شهرهای بزرگتر دست یابد. در این راستا، نتیجهگیری کلی میشود که از این مفهوم به عنوان پشتیبانی برای تجدید نظر در نقش توسعهای شهرهای کوچک و متوسط استفاده گردد.