مطالعه باستانگرایی در نگارههای نسخه چاپ سنگی شاهنامه امیر بهادری
نویسندگان
1 عضو هئیت علمی گروه گرافیک، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز
2 استاد گروه پژوهش هنر، دانشگاه الزهرا. تهران
doi
10.22070/negareh.2022.15935.2994چکیده
باستانگرایی از جریانات فکری بود که در اواخر دوره قاجار توسط برخی متفکرین آزادی خواه، نویسندگان، ادبا و رجال درباری مطرح گردید. این پدیده به ستایش و احیای جهانبینی دوران پیش از اسلام و تکریم قدرت سلسلههای پادشاهی ایرانی پرداخت و عرصههای مختلف فرهنگی، سیاسی، ادبی و هنری جامعه را تحت تاثیر خود قرار داد. شاهنامه چاپ سنگی امیر بهادری یکی از صدها آثاری بود که سعی در تجلی این اندیشه از طریق هنر داشت، این اثر مهم در دوره مظفرالدینشاه قاجار به دستور امیر بهادر، وزیر و رییس گارد سلطنتی، تهیه و در دوره محمدعلی شاه به چاپ رسید. هدف از این پژوهش تحلیل بصری باستانگرایی در نگارههای نسخه مذکور است. سوالات پژوهش نیز عبارتند از؛ 1- باستانگرایی در نگارههای شاهنامه امیر بهادری با چه نشانهها و علایمی متجلی شده است؟ و 2- منابع الهام بخش نگارگران این شاهنامه چه بوده است؟ به منظور یافتن پاسخ، به روشی توصیفی- تحلیلی به تفسیر و تطبیق دادهها که حاصل واکاوی 50 نگاره از شاهنامه امیر بهادری بود، پرداخته شد. جمعآوری اطلاعات نیز به صورت فیشبرداری از منابع کتابخانهای، مشاهده و گزینش تصاویر بوده است. نتایج حاکی از آن بود که؛ باستانگرایی در نگارههای شاهنامه مذکور که حاصل میل امیربهادر به خشنود نمودن شاهِ ناامید از بقای سلطنت بود؛ هم به صورت روح حاکم بر فضاسازی نگارهها و هم به صورت بازآفرینی مؤلفهها و عناصر هنرهای ایران باستان تجلی یافته است. برخی از این مؤلفهها عبارتند از؛ نقشمایههای ملی و میهنی، آرایش صحنه و حالات پیکرهها بر اساس نقش برجستههای هخامنشی و ساسانی، تاکید بر تاجهای پادشاهان هخامنشی و ... منابع الهام بخش و یا به عبارتی الگوی نگارگران این نسخه نیز آثار معماری و اشیاء برجای مانده از ادوار تاریخی ایران باستان و برخی کتب مصور تهیه شده در دوران قاجار از جمله آثار العجم و نامه خسروان بوده است.