تبیین عوامل مؤثر بر مدیریت جامعۀ محلی در مقابله با شیوع کرونا (مورد مطالعه: روستاهای دهستان قشلاقات افشار در شهرستان خدابنده- استان زنجان)
نویسندگان
1 دانشیار، گروه جغرافیا و برنامهریزی روستایی، دانشگاه خوارزمی تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه جغرافیا و برنامهریزی روستایی، دانشگاه خوارزمی تهران، ایران
doi
10.22111/j10.22111.2021.6522چکیده
در تقابل با بیماری کرونا، سازگاری در برابر آن، پدیدهای قابل تأمل به شمار میرود که در گام نخست تبیین یک راهبرد مناسب برای جلوگیری از گسترش آن، مهمترین اقدام است. اما برای به این هدف نیاز است تا یک رفتارشناسی دقیق برحسب منطقه(شهری- روستایی) صورت گیرد تا الگوهای مناسب برای مدیریت مناسب آن حاصل شود. تحقیق سعی داشت تا با بررسی نمونههایی از محدوده مورد مطالعه به این هدف دست یابد. تحقیق کاربردی و برحسب نوع و روش تحلیل گردآوری اطلاعات از نوع آمیخته و جمعآوری اطلاعات به صورت ترکیبی از روشهای مصاحبه هدفمند، مشاهده، یادداشتبرداری و پرسشنامه محقق ساخته بود. واحدهای معنایی مصاحبه پس از رسیدن به اشباع نظری از نظر پاسخها به روش متنباز در MAXQDA کدگذاری و در دو مرحله طبقهبندی گردیدند. سازههای مورد نظر برای تحلیل در مدل ساختاری- تفسیری ISM آماده و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته تأثیرپذیری و تأثیرگذاری سازهها بر یکدیگر، توسط 20 نفر از خبرگان محلی بررسی شد. سپس سازهها در مدل MICMAC خوشهبندی شدند. مسافرت به ناحیه روستایی مورد مطالعه و بهبود خدمات بهداشتی- درمانی، باید به عنوان سطح اول مدیریت بیماری کرونا مورد توجه قرار بگیرد. با توجه به دیگر نتایج تحقیق، دو سازه همکاری و مشارکت ساکنین و سازمانهای ذیربط نیز به عنوان دو سازه کلیدی در مدل MICMAC به دست آمدند که میتوانند به عنوان عوامل کلیدی و زیربنایی در مدیریت بیماری در ناحیه روستایی مورد مطالعه عمل کنند. برای شروع و تغییر در مدیریت بیماری کرونا نیز باید بر روی این دو سازه تأکید گردد. یافتههای تحقیق همچنین 4 راهبرد را برای ناحیه روستایی پیشنهاد میکند که میتواند راهنمای عمل برای تدوین سیاستها و دستورالعملهای بهداشتی برای ناحیه روستایی باشد.