رابطهی ادراک بیماری، ذهنیسازی و سنخ شخصیتی D با کیفیت زندگی بیماران عروق کرونر قلب: کاربردی از مدل معادلات ساختاری
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه روانشناسی سلامت، دانشکدهی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، ایران
2 دانشیار، گروه روانشناسی سلامت، دانشکدهی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، ایران
3 استاد، گروه روانشناسی سلامت و مرکز تحقیقات علوم رفتاری، دانشکدهی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، ایران
4 استاد، گروه قلب و عروق، دانشکدهی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، ایران
5 استاد، گروه مشاوره، دانشکدهی علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
6 استاد، گروه اپیدمیولوژی و آمار زیستی، دانشکدهی بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، ایران
doi
10.48305/jims.v40.i678.0490چکیده
مقاله پژوهشیمقدمه: بیماران مبتلا به اختلال در عروق کرونر قلب (Coronary artery disease) CAD کیفیت زندگی پایینتری را تجربه میکنند. پژوهش حاضر با هدف کاربردی از مدل معادلات ساختاری در بررسی واسطهگری ادراک بیماری در ارتباط بین ذهنیسازی و سنخ شخصیتی D با کیفیت زندگی بیماران CAD انجام شد.روشها: مطالعهی حاضر، طبق مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. بر اساس جدول تعیین حجم نمونهی Cohen، 210 بیمار مبتلا به CAD مراجعهکننده به بیمارستان شهید چمران اصفهان در سال 1400 به روش نمونهگیری تصادفی وارد مطالعه شدند. پرسشنامههای سنخ شخصیتی D، کیفیت زندگی (Quality of life) SF-36، ذهنیسازی (Mentalization) Ment S و ادراک بیماری (Illness Perception Questionnaire) IPQ، ابزار گردآوری دادهها در این پژوهش بودند که توسط خود بیماران تکمیل گردیدند. پس از جمعآوری دادهها، رابطهی دوبهدو متغیرها با استفاده از همبستگی Pearson مقایسه گردید. از طرف دیگر، ارتباط تعاملی در ساختار مدل نظری ترسیم شده در این مطالعه با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری ارزیابی گردید. کفایت مدل با شاخصهای آماری (Comparative fit index) CFI، (Tucker-Lewis index) TLI، (Normed fit index) NFI و آزمون Chi-square و RSME ارزیابی شد.یافتهها: الگوی نهایی پژوهش از برازش بسیار خوبی برخوردار بود. نتایج حاکی از اثر مستقیم سنخ شخصیتی D و ادراک بیماری بر کیفیت زندگی بود، اما اثر مستقیم ذهنیسازی بر کیفیت زندگی معنیدار نبود. همچنین، اثر غیرمستقیم سنخ شخصیتی D و ذهنیسازی از طریق ادراک بیماری بر کیفیت زندگی، از نظر آماری، معنیدار بود.نتیجهگیری: بازنمایی شناختی و هیجانی از بیماری که همان ادراک بیماری است میتواند رابطهی بین متغیرهای روانشناختی و شخصیتی با کیفیت زندگی را واسطهگری کند. لذا در بهبود ادراک بیماری جهت ارتقاء کیفیت زندگی بیماران، میتوان متغیرهای شخصیتی، رفتاری و روانشناختی را مورد هدف قرار داد.