قابهای زمان: گونههای تجسم زمانِ روایی در نقاشی قهوهخانهای*
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد پژوهش هنر، گروه هنرهای تجسمی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه یزد
2 استادیار گروه هنرهای تجسمی، دانشکدة هنر و معماری، دانشگاه یزد
3 استادیار گروه هنرهای تجسمی، دانشکدة هنر و معماری، دانشگاه یزد
doi
10.22070/negareh.2022.16219.3032چکیده
درحالیکه از اواخر دورهی قاجار نقاشی ایرانی بهتدریج از «درونِ» نسخههای خطی بیرون میآمد و از ادبیات و «متن» فاصله میگرفت، نقاشی قهوهخانهای به شیوههای گوناگون این پیوند را تجدید کرد. این مقاله به مسئلهی «چگونگی» پیوند متن و تصویر در نقاشی قهوهخانهای پرداخته و دراینراستا با هدف شناسایی شیوههای تجسم زمانِ روایی در آثار این مکتب از گونهشناسی «فرانس ویکاف» در شناسایی انواع روایت تصویری بهرهگرفته است. این پژوهش بهدنبال پاسخ به این پرسشهاست که (1) «چه» گونههایی از روایتِ تصویری در آثار این مکتب وجود دارد و (2) در این گونهها «چگونه» زمان روایی به تصویر کشیدهشده است؟ بدینمنظور با روش توصیفی-تطبیقی 180 نمونهی منتخب از آثار این مکتب بررسیشد. گردآوری اطلاعات در این پژوهش به شیوهی کتابخانهای انجامگرفته است. در این پژوهش بازنمایی «زمان روایی» در نقاشیهای قهوهخانهای از طریق تطبیق با توالی کنشها در روایت ادبی بررسی شد و یافتههای پژوهش حاکی از وجود هر سه گونهی روایتِ تصویریِ «تکمیلی»، «مجزا» و «پیوسته» در مجموعهی آثار این مکتب است. بسیاری از نقاشیهای این مکتب با شیوهی «مجزا» به تصویر «لحظهی آبستن» از روایت کلامی محدود شدهاند و ازاینرو بهشکلی ذهنی واجدِ «زمانمندی پنهان» هستند. باتوجهبه تمایل بنیادین نقاشان این مکتب به تصویر کلِ روایت، در پارهای از آثار بهشیوهای بدیع مجموعه صحنههای مجزا از لحظات برجستهی یک داستان در توالی مکانی در کنار یکدیگر و در «یک» قاب ترکیب میشدند. ازسویدیگر در برخی آثار قدیمیتر، کلِ روایت کلامی در زمینهای نامنقطع با تکرار شخصیتهای اصلی در تعاقبِ کنشها بر سطح تابلو به شکل «پیوسته» تصویر میشدند. بنابراین بهنظرمیرسد نقاشان قهوهخانهای در برههی زمانی کوتاهی با تعمیق و گسترش برخی شیوههای مرسوم («تکمیلی» و «پیوسته») و ابداع گونههایی دیگر (انواع مختلف ترکیب صحنههای «مجزا») پیوند متن و تصویر در سنت نقاشی ایرانی را از جهت رسوخ «عینی» زمان به تصویر به نقطهی اوج بیبدیلی رسانده باشد.