تاثیر یادگیری مبتنی بر مسئله برخط و حضوری بر تمایل زبان آموزان به برقراری ارتباط، احساس خودکارآمدی، و اضطراب کلاس درس
نویسندگان
1 گروه آموزش زبان انگلیسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران
2 گروه آموزش زبان انگلیسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
3 گروه آموزش زبان انگلیسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران
doi
10.22061/tej.2023.9904.2915چکیده
پیشینه و اهداف: یکی از ملاحظات اساسی در یادگیری مبتنی بر مسئله عدم وجود یک راه حل واحد برای پاسخگویی به مسئله است که البته در آموزش زبان به آن سناریو نیز گفته میشود. با اینحال، شیوه یادگیری مبتنی بر حل مسئله دارای ویژگیهای دیگری نیز میباشد که آن را از دیگر شیوههای مرسوم یادگیری زبان متمایز میسازد. در این شیوه، به منظور برقراری ارتباط پایدار و معنیدار میان کسب دانش لازم برای پاسخگویی به مسئله از طریق کشف و بررسی راه حلهای ممکن و انتخاب مناسبترین راه حل، لازم است تا زبانآموز صرفا از طریف خود اکتشافی به بررسی و ارزیابی اطلاعات لازم برای پاسخ به مسئله بپردازد. البته، معلم، صرفا در نقش تسهیلگر ظاهر شده و در صورت لزوم زبان آموزان را راهنمایی میکند. این شیوه از یادگیری میتواند دررابطه با مهارتهای تولیدی زبانآموزان بسیار موثر باشد، چرا که آنها در صورت مشارکت در فرایند یادگیری- آن چه که این شیوه بر آن تاکید میکند - شیوایی کلام بهتری را تجربه میکنند. بدینترتیب میتوان گفت که این شیوه از آموزش صفات روانشناختی فراگیران را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. از اینرو، مطالعه حاضر خلاء تحقیقاتی در مورد کاربرد شیوه مسئله محور و تاثیر آن بر عوامل روانشناختی از قبیل تمایل به برقراری ارتباط، خودکارامدی، و اضطراب کلاس درس میپردازد.روشها: تعداد 90 نفر از زبان آموزان سطح پیش متوسط زبان انگلیسی بر مبنای آزمون تعیین سطح آکسفورد و روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. افراد مورد نظر، به صورت تصادفی در سه گروه 30 نفره (1) گروه شیوه مبتنی بر مسئله برخط، (2) گروه شیوه مبتنی بر مسئله حضوری، و (3) گروه کنترل با شیوه تدریس غیر از یادگیری مبتنی بر مسئله تقسیم بندی شدند. زبان آموزان در هر سه گروه فوق در یک دوره 10 جلسهای آموزش مهارت گفتاری شرکت کردند. سه پرسشنامه تمایل به برقراری ارتباط، خودکارآمدی، و اضطرب در کلاس زبان در ابتدا و پایان دوره توسط زبان آموزان پاسخ داده شدند. برای تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده از پرسشنامه ها از تحلیل کواریانس (انکووا) استفاده شد.یافتهها: نتایج نشان داد که کاربرد شیوه مبتنی بر مسئله در کلاس برخط به طور قابل توجهی موثرتر از شیوه مبتنی بر مسئله در کلاس حضوری بوده است. یافته ها همچنین نشان داد که فراگیران زبان انگلیسی در کلاسهای برخط و حضوری با بکارگیری شیوه مبتنی بر مسئله نسبت به زبان آموزان گروه کنترل در زمینه تمایل به برقراری ارتباط عملکرد بهتری داشتند. علاوه بر این، زبان آموزان در گروه های آموزش مبتنی بر مسئله برخط و حضوری به طور معناداری سطح پایینتری از اضطراب کلاس درس را در مقایسه با گروه کنترل تجربه کردند.نتیجهگیری: بر اساس یافته های مطالعه حاضر میتوان چنین استنباط کرد که شیوه مبتنی بر حل مسئله در ایجاد انگیزه در زبان آموزان در جهت ایجاد ارتباط کلامی در زبان مقصد موثر است. علاوه براین، زبان آموزانی که در کلاسهای برخط تحت تاثیر این شوه قرار میگیرند، حس مسئولیت بیشتری را نسبت به یادگیری خود پیدا میکنند و در نتیجه احساس خوشنودی بیشتری را نیز تجربه میکنند. از سویی دیگر، بهدلیل خود اکتشافی بودن این شیوه بویژه زمانی که زبان آموز به کشف راه حل پرداخته و آن را با هم کلاسیهای خود مورد بحث قرار میدهد، اضطراب بسیار کمتری را تجربه کرده که به فرایند یادگیری کمک میکند. کاربردهای استفاده از نتایج این مطالعه در پایان مورد بررسی و پیشنهاد قرار گرفته است.