پدیدارشناسی فضای کارآفرینی و کسب‌وکار روستایی در مناطق منتخب ایران (با تأکید بر چالش‌‌های زیسته)

نویسندگان

1 استادیار جغرافیا و برنامه‌‌ریزی روستایی، گروه جغرافیا، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران

doi
10.22111/j10.22111.2021.6319
چکیده

کارآفرینی در بسیاری از کشورها به عنوان ابزاری کلیدی جهت رشد و توسعه محسوب می‌شود. کارآفرینی روستایی می‌تواند نقش مهمی در کاهش نابرابری‌های فضایی بین مرکز و پیرامون ایفا کند. با توجه به اهمیت کارآفرینی روستایی در فرآیند توسعه، تاکنون در ایران تلاش‌های زیادی برای رشد و گسترش کارآفرینی در روستاها به انجام رسیده است. علی‌رغم کوشش‌های صورت گرفته، یک نکته اساسی این است که کارآفرینی روستایی در ایران با چالش‌های عمیق و برنامه‌ریزی نشده‌ای مواجه است. در راستای کمک به هموار نمودن اقدامات آینده در زمینه توسعه کارآفرینی، هدف تحقیق حاضر این است که به تحلیل پدیدارشناسانه موانع و چالش‌های زیسته کارآفرینان پس از راه‌اندازی کسب وکار خود در روستاهای ایران پرداخته شود. این تحقیق به لحاظ هدف کاربردی و توسعه‌ای است. همچنین به لحاظ ماهیت داده ها از نوع تحقیقات کیفی به شمار می رود. رویکرد منتخب در گردآوری و تحلیل داده ها پدیدارشناسی بوده است. جامعه این پژوهش مشتمل بر کارآفرینان روستایی ملاقات شده در استان‌های خراسان جنوبی، گیلان و مرکزی در بازه زمانی سال‌های 97 تا 99 بوده است. پیاده‌سازی داده‌ها و تهیه نقشه ساختار مضامین با کمک نرم افزار مکس کیودا نسخه 11 و برای تحلیل مصاحبه‌ها از روش کلایزی استفاده شده است. بر اساس نتایج، در فضای پساکارآفرینی چالش‌های روستائیان متأثر از سه عامل و زمینه کلی شامل «شرایط کلان حاکم بر فضای کشور»، «واقعیت‌های مکانی» و «زمینه‌یابی شکست فرد در عرصه رقابت» است. چالش‌های پساکارآفرینی روستایی، تهدید جدی علیه پایداری کسب وکارهای کارآفرینانه و اشتغال‌زای روستایی به شمار می‌رود که بخشی از آن تحت کنترل و مدیریت کنش‌گر (کارآفرین) و بخشی نیز تحت اراده سیاسی و تصمیم‌گیری تسهیل‌گران (دولت و حکمرانان محلی) است. حل مشکلات پساکارآفرینی منوط به اقدام هم‌آهنگ و توأمان کنش‌گران و تسهیل‌گران است تا در چارچوب یک برنامه-ریزی پایین به بالا و مشارکتی، انجام پذیرد.