تحلیل تناظر شهرت و کشش احساسی سفر در راستای برند آفرینی مؤثر مطالعه موردی: کلانشهر اهواز
نویسندگان
1 گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز
2 گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
3 گروه جغرافیایی انسانی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jut.2021.316098.866چکیده
متغیرهای شهرت و کشش احساسی سفر به یک مکان و ارتقای متناسب جایگاه این دو متغیر بهصورت متقابل، ازجمله مهمترین عوامل در برند آفرینی مؤثر و خلق تصویری جذاب از مقصد به هدف توسعه گردشگری و جذب گردشگران و بهتبع دستیابی به سرمایهها است. اما مسئله این است که این موضوع در کشور و بهویژه در ارتباط با کلانشهر اهواز مغفول واقع گردیده است. شاهد آنکه تاکنون پژوهشی دراینارتباط انجام نیافته است. لذا، بر این اساس، مقاله حاضر به بررسی رابطه شهرت و کشش احساسی سفر به کلانشهر اهواز و نیز تعیین موقعیت این شهر در ارتباطی متقابل از این دو متغیر میپردازد. این پژوهش در حیطه جغرافیای رفتاری است. روش انجام تحقیق، توصیفی- تحلیلی و به لحاظ هدف کاربردی بوده که در انجام آن از تحلیلهای آماری همبستگی کندال تائو و اسپیرمن و مدل ماتریس شهرت مکان بهره گرفتهشده است؛ ضمن آنکه برای تائید استفاده از دو آزمون ناپارامتریک فوقالذکر و سنجش معنیداری متغیرها در این چارچوب، از آزمون آماری کالموگروف- اسمیرنف استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش، متشکل از افرادی است که تاکنون به کلانشهر اهواز سفری نداشتهاند. روش نمونهگیری انجامیافته، تلفیق روشهای نمونهگیری گلوله برفی خوشهای و شبکهای نظارتشده بوده است که دادههای جمعآوریشده با نرمافزار SPSS، در چارچوب همبستگیهای آماری و مدل فوقالذکر مورد تحلیل قرار گرفتند. بر مبنای یافتههای تحقیق، میانگین کشش احساسی سفر به اهواز در سطح پائین تری از شهرت این کلانشهر نسبت به سایر کلانشهرهای کشور قرار داشته و در اثر تصویر غیر مثبت شکلگرفته ناشی از کیفیت پائین محیطی، جایگاه کلانشهر اهواز در ماتریس شهرت مکان، در میان گروه بازندگان میباشد