هویت حرفهای معلمان زبان انگلیسی به عنوان پیشبینیکننده استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات: کاربردها، چالشها و راهحلها
نویسندگان
1 گروه زبان انگلیسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 گروه زبان انگلیسی، دانشکده علوم انسانی، واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 گروه زبان انگلیسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22061/tej.2023.10170.2954چکیده
پیشینه و اهداف: فناوری تا حد زیادی در کلاسهای درس زبانهای خارجی وارد شده است و انتظار میرود معلمان بتوانند در استفاده از آن موضع مناسبی اتخاذ کنند. علاوه بر عوامل بیرونی مانند زمان، تجهیزات و آموزش، عوامل درونی مانند باورها، تجربه تدریس و تمایل به استفاده از فناوری معلمان می تواند استفاده آن ها از فناوری در کلاس را پیش بینی کند. به نظر می رسد عوامل درونی می توانند دلیلی بر عدم توجه کافی معلمان به ادغام مؤثر فناوری در تدریس باشند. این مسئله هنوز به اندازه کافی مورد بررسی قرار نگرفته است. این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین هویت حرفهای معلمان و درک آنها از کاربرد فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطاتی در بین معلمان ایرانی زبان انگلیسی و شیوهها، چالشها و راهحلهایی که مدنظر آنها است، انجام شده است. روشها: در این پژوهش مختلط، از بین تمامی معلمان زبان انگلیسی شاغل در دانشگاهها، موسسات زبان و مدارس، 174 نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. در مرحله کمّی، شرکت کنندگان دو پرسشنامه هویت حرفه ای معلمان و پرسشنامه درک استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات را تکمیل کردند. در مرحله کیفی، 39 معلم که سطح بالایی در استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در کلاس داشتند با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند وبه سئوالات مصاحبه ساختاریافته پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها روش رگرسیون خطی چندگانه استاندارد و تحلیل فراوانی به ترتیب در فاز کمّی و کیفی انجام شد.یافتهها: نتایج رگرسیون خطی چندگانه استاندارد نشان داد که هویت حرفهای پیشبینیکننده قوی برای استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات است. با این حال، مشخص شد که تجربه تدریس در این زمینه نقشی ندارد. نتیجه بررسی داده های حاصل از پرسشنامه و مصاحبه مشابهتی نشان نداد. به علاوه، دادههای کیفی، چندین شیوه متداول استفاده از فنآوری از سوی معلمان را در کلاسهای درسشان نشان میدهد که در دو دسته ابزارها و برنامههای آموزشی (مانند ابزارهای چند رسانهای، ویدئو پروژکتور، ...) و فعالیت های آموزشی مبتنی بر فناوری (ضبط صدا/فیلم، بازی های رایانه ای، ...) طبقهبندی میشوند. چالشهای عمده معلمان نیز به سه گروه تقسیم می شود: چالش های مرتبط با معلم (نظیر فقدان سواد فناوری اطلاعات و ارتباطات و آموزش حرفهای، عدم اعتماد به نفس، ...)، چالش های مرتبط با یادگیرنده (مانند عدم آگاهی و ناآشنایی با فناوری اطلاعات و ارتباطات،...) و چالش های مرتبط با نهادهای رسمی (ضعف اتصال به اینترنت، ناآشنایی مدیران با مفهوم و نفی مزایای فناوری و رفتار غیرحمایتی آنها،...). همچنین راه حلهایی برای رفع این چالشها پیشنهاد شد که در سه دسته طبقه بندی شدند: راهحلهایی که مسئولیت انجامش برعهده معلمان است (افزایش دانش فنی معلمان، ارتقاء نظم، سازماندهی، شکیبایی واعتماد به نفس، توجه کافی به نیازها و سبکهای یادگیری دانشآموزان،...). راهحلهای دیگر (ارائه امکانات و ابزارهای فنآوری بهروز، برگزاری دورههای آموزشی،...) بر عهده مؤسسات آموزشی است. برخی دیگر از راه حلهای ارائه شده از سوی معلمان باید مورد توجه قانون گذاران قرار گیرد ( تخصیص بودجه برای مؤسسات و مراکز آموزشی برای خرید تجهیزات فَناوری مناسب، ...).نتیجهگیری: نتایج این مطالعه به وضوح نشان داد که هویت حرفه ای بالا و تمام مولفه های آن (تخصص در موضوع، تخصص در ارزش آفرینی آموزشی، تخصص در تدریس) می تواند بر کاربرد فناوری در کلاس تأثیر مثبتی بگذارد. از بین این سه، تخصص در تدریس نقش مهمتری را نشان داد. این امر حاکی از آن است که از مدیران آموزشی انتظار می رود علاوه بر تجهیز مراکز آموزشی و تسهیل دسترسی به فناوری در کلاس، امکان برگزاری دوره های آموزشی پیش از خدمت و ضمن خدمت معلمان را نیز فراهم کنند تا آنان را در مهارت ها و راهبردهای آموزشی توانمند سازند. افزایش آگاهی معلمان در مورد سایر جنبه های حرفهای معلمان نظیر اخلاق یا ارزشهای حرفهای و تقویت بنیه علمی آنها نیز توصیه می شود. این چالشها چندان با چالشهایی که منجر به مطالعات مشابه در سایر نقاط جهان شد، تناقض نداشت. علیرغم این مشکلات، معلمان با استفاده از روشهای مختلف مانند استفاده از نرمافزارها و برنامههای کاربردی، ابزارهای فناوری و اینترنت به عنوان منبع اصلی هر فعالیت فناورانه، به تمرین فناوری در کلاسهای خود ادامه میدهند. از محدودیت های این مطالعه می توان به این نکته اشاره کرد که اگر داوطلبان بیشتری از سراسر کشور در آن شرکت می کردند، نتایج این مطالعه میتوانست قدرت تعمیمپذیری بیشتری داشته باشد.