جایگزینی واژگان دخیل در قرآن و عهد جدید؛ بررسی موردی رهیافت خاورشناسان در اختلاف قرائات
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری دانشگاه باقر العلوم (ع) و سطح چهار مطالعات اسلامی به زبان انگلیسی
2 دانشیار گروه تاریخ دانشگاه باقرالعلوم ایمیل
doi
10.22034/qer.2020.4649چکیده
مسئله اختلاف قرائات از دیرباز مسئلهای مهم در مباحث علوم قرآنی بوده و اندیشمندان و مفسران اسلامی نیز بدان پرداختهاند. اختلاف قرائات در نزد عالمان مسلمان، مسئله بغرنجی به شمار نمیرود؛ اما در دوران متأخر، این مسئله در نظر خاورشناسان بسیار بزرگ جلوه نمود و پژوهشهای زیادی در غرب بدان اختصاص یافت. یکی از رهیافتهای اخیر خاورشناسان برای تشخیص قرائت صحیح، استخدام واژگان زبانهای غیرعربی، همچون عبری، سریانی، نبطی و غیره است. رهیافت جایگزینی واژگان دخیل توسط دانشمندان عهد جدید نیز به کارگرفته شده و بهعنوان معیارهایی چون معیار زبان یونانی و بافت آن و معیار پدیده زبان سامی (آرامی) و یا ویژگیهای محیطی فلسطین مطرح شده است. نوشتار پیشرو به روش توصیفی ـ تحلیلی، به تبیین این رهیافت در قرآن و عهد جدید پرداخته و کاربست آن در مسئله اختلاف قرائات قرآنی را مورد ارزیابی و نقد قرار داده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که هرچند نباید از اهمیت این رهیافت و موفقیت آن در مطالعات انتقادی عهد جدید چشمپوشی کرد؛ اما کاربست آن در موارد اختلاف قرائات قرآنی با اشکالاتی چون تعمیم ناصواب، گسستگی از فهم عینی و تاریخی، توهم توطئه همگانی، مبهمتر و غامضتر بودن از قرائت رسمی قرآن و بیاعتبار دانستن سند قرائات مواجه است.