مقایسه دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا در مورد تجرد خیال و ارتباط آن

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد ادیان و عرفان، دانشگاه کاشان

2 استادیار گروه فلسفه و ادیان، دانشگاه کاشان

doi
چکیده

  یکی از مباحث مهم مورد اختلاف ابن­سینا و ملاصدرا در علم النفس، مبحث تجرد خیال است. گرچه ابن­سینا در بعضی از آثار خود مانند المباحثات با تردید و تحیر، تجرّد خیال را مطرح نموده است، ولی با توجه به مبانی او، که عقل را فقط مدرِک کلیات می­داند و هر نوع ادراک جزئی را به قوای جسمانی نسبت می­دهد، نمی­تواند به تجرّد خیال معتقد باشد، لذا در کتاب النجاه تصریح می­کند که ادراک خیالی، ادراکی مادی و جسمانی است، نه مجرد. و در کتاب ­النفس شفاء سه دلیل بر جسمانی بودن خیال اقامه می­کند. اما صدرالمتألهین به تجرد خیال معتقد بوده و در آثار متعدد فلسفی خود، به ویژه اسفار، علاوه بر پاسخ دادن به ادله منکرین تجرّد خیال، ادلهّ متعددی را در اثبات تجرّد خیال اقامه نموده است. وی در کتاب الشواهد الربوبیه با استفاده از تجرّد خیال به اثبات عقلانی معاد جسمانی می­پردازد و ادعا می­کند تاکنون کسی برهان عقلی قاطعی بر این مسأله اقامه نکرده است؛ و حتی شیخ الرئیس ابوعلی سینا با همه نبوغ فلسفی­اش، نتوانسته برهان عقلی بر اثبات معاد جسمانی اقامه کند، لذا آن را تعبداً پذیرفته است. بنابراین، ملاصدرا اثبات تجرد قوه خیال و براساس آن اثبات فلسفی معاد جسمانی را از ابتکارات فلسفی خود می­داند. هدف این نوشتار، اولاً مقایسه دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا در مبحث تجرد خیال و بررسی استدلالات مربوطه و ثانیاً ارزیابی استدلالات ملاصدرا بر اثبات فلسفی معاد جسمانی از راه تجرد خیال است. در این مقاله نشان داده خواهد شد که در صحت و درستی برخی استدلالات ملاصدرا تردید وجود دارد .