تحلیل پراکنش نیروهای مرکزگرا و مرکزگریز در استان کرمانشاه
نویسندگان
1 استادیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران
doi
10.22111/j10.22111.2021.6350چکیده
یکی از وظایف اصلی جغرافیدانان سیاسی شناسایی و تحلیل پدیدههای جغرافیایی است که سازمان سیاسی را تحت تاثیر قرار می-دهند. یکی از مهمترین این پدیدهها نیروهای مرکزگریز و مرکزگرا در درون کشورها میباشند. این نیروها که به اشکال مختلفی در درون کشورها وجود دارند؛ بارها باعث تجزیه و فروپاشی کشورها یا ادغام و وحدت سیاسی واحدها سیاسی شدهاند. در غرب ایران، استان کرمانشاه با توجه به نقش و موقعیت خود، میتواند نقش اساسی در این زمینه ایفا نماید؛ چرا که تقویت فعالیتهای مرکزگرا یا مرکزگریز در آن میتواند در غرب ایران و حتی استانهای مجاور آن تاثیر فراوانی بر جای بگذارد. لذا، تحلیل پراکنش این نوع نیروها در این استان، مسأله پژوهشی پیشروی این تحقیق است.برای انجام این تحقیق از روش کتابخانهای جهت گردآوری دادهها استفاده شده است. در خصوص تجزیه و تحلیل دادهها، ابتدا بر اساس یک چارچوب مفهومی مرکب از دیدگاههای ریچارد هارتشورن و ژان گاتمن نیروهای مرکزگرا و مرگزگریز مورد شناسایی قرار گرفتهاند، و در نهایت با روش کیفی (توصیفی- تحلیلی و هرمنوتیکی) پراکنش و شدت آنها مورد نجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان میدهد که در کنار نیروهای مرکزگرای موجود در استان کرمانشاه، عوامل قومی- زبانی، مذهب و نمادهای قومی در سطح تئوریکی زمینه فعالیت نیروهای مرکزگریز در این استان را فراهم آوردهاند و عواملی از قبیل اندیشه سیاسی و سازمان سیاسی- نظامی باعث شکلگیری نیروهای مرکزگریز به شکل عملی در بخشهایی از این استان شده است. به طور کلی، پراکنش نیروهای مرکزگرا و مرکزگریز در سطح استان به سه شکل : ناحیه غرب استان با مرکزگریزی نسبتا بالا، ناحیه مرکزی و جنوبی با مرکزگریزی متوسط و ناحیه شرق با مرکزگریزی نسبتا کم مشاهده میشود.