مطالعۀ تطبیقی کارایی مدل توسعۀ شهری عامل مبنا و سلولهای خودکار زنجیرۀ مارکوف در شبیهسازی توسعۀ شهری نیشابور
نویسندگان
1 کارشناس ارشد سیستم اطلاعات جغرافیایی و سنجشازدور دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
2 دانشیار گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
doi
10.22111/j10.22111.2021.6352چکیده
در دهههای اخیر براثر رشد سریع و بدون برنامه شهرها، مدیریت شهری با مسائل متعددی ازجمله مدلها و الگوهای گسترش شهری و انتخاب گزینههای بهینه در مکانیابی روبهرو شده است. شهر نیشابور بهعنوان دومین شهر پرجمعیت استان خراسان رضوی شناخته میشود. با توجه به کاهش باران و رخ دادن خشکسالی، کشاورزی رونق خود را ازدستداده و اکثر جمعیت روستاها به شهر مهاجرت نمودهاند. این عوامل باعث رشد سریع شهر در چند سال اخیر شده است. ازآنجاییکه توسعه هر شهر نیازمند امکانات و زیرساختهای مناسب برای پیشرفت آن است، بنابراین شناخت جهت توسعه شهر و سرعت رشد آن باعث پیشبینی بهتر زیرساختها و امکانات موردنیاز است.پژوهش توسعه شهری توسط مدل عامل مبنا با استفاده از عوامل تأثیرگذار بر توسعه شهری نیشابور صورت پذیرفته است. این عوامل شامل: موقعیت غالب اجتماعی- مسیر دسترسی- عناصر مطلوب- کیفیت دسترسی به خدمات- حریم سبز و حریم مسیل و نوع کاربری در نظر گرفتهشده است. مدل عامل مبنا مجموعهای از عاملهای مستقل با اهداف و قابلیتهایی که در تعامل با یکدیگر هستند تشکیلشده است. برای اعتبار سنجی مدل از روش مارکوف_ سلولی خودکار بر اساس تصاویر ماهوارهای لندست 7 و 8 و برای مدت 17 سال استفادهشده است. بر اساس نتایج شبیهسازی توسعه شهری با استفاده از مدل عامل مبنا مساحت منطقه شهری از سال 2018 تا سال 2035 با نرخ رشد 8/19 درصد افزایشیافته است و در مدل مارکوف_ سلولی خودکار مساحت منطقه شهری از سال 2018 تا سال 2035 با نرخ رشد 1/23 درصد افزایش پیدا خواهد کرد. بر این اساس، این نتایج با یکدیگر تفاوت چندانی ندارند. نتایج بیانکننده آن است که در اجرای این دو مدل برای توسعه شهر نیشابور مدل عامل مبنا نشاندهنده تأثیر زیاد عامل طبقه غالب اجتماعی است و اعتبار مدل عامل مبنا در مقایسه آن با روش مارکوف_ سلولی خودکار دقت قابل قبولی دارد.