بازخوانی سنت کپیسازی در نقاشی ایرانی دورۀ گذار بر اساس رویکرد «از آن خودسازی»
نویسندگان
1 استادیار گروه هنر، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران
2 دانشآموختۀ گروه هنر، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22070/negareh.2022.16119.3016چکیده
دورههایی از نقاشی ایرانی، که شامل نقاشی واقعگرای اواخر دورۀ صفوی و بخش زیادی از دورۀ قاجار و اوایل دورۀ پهلوی است، پس از ظهور نقاشی مدرن در ایران واپس زدهشده و رو نگاری از آثار پیشینیان، که از شیوههای بارز استادان این دورهها به شمار میآمد، بسیار مورد نکوهش قرارگرفته است. امروزه، علیرغم ظهور رویکردهای نوین در هنر معاصر و شیوههای پستمدرنیستیای از قبیل «از آن خودسازی»، همچنان مقاومت بسیاری در پذیرش و درک آثار تولیدشده طی آن دورهها وجود دارد. هدف این نوشتار برقراری پیوند میان سنت کپیسازی در نقاشی ایرانی با رویکرد «از آن خودسازی» در هنر معاصر است. بنابراین هدف این تحقیق این بوده که ضمن مطالعه و بررسی آثار کپی شده در دو دورۀ فرنگی سازی و تجددگرایی، مبانی و کارکردهای مشابه کپیسازی و «از آن خودسازی» را نشان دهد. سؤالات اصلی این پژوهش عبارتاند از 1. نقاشان این دورهها چرا و چگونه دست به کپی آثار پیشینیان زدهاند؟ و 2. آیا میتوان خوانش جدیدی از آثار ایشان بر پایۀ مفاهیم و کارکردهای شیوۀ نوین «از آن خودسازی» ارائه کرد؟ بدین منظور در این پژوهش از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی استفادهشده و اطلاعات موردنیاز به روش کتابخانهای گردآوریشده است. درنهایت، بر اساس نتایج پژوهش کنونی مشخص شد آثار کپیسازی شده ایرانی در دورههای موردنظر این پژوهش به طرز چشمگیری با اهداف و کارکردهای رویکرد «از آن خودسازی» مطابقت دارند. ازاینرو و با توجه به حضور امضای این هنرمندان در پای آثار کپی شده از یکسو و به رسمیت شناخته شدن این قبیل آثار از سمت نهادهای هنری و نگهداری آنان در موزهها از سوی دیگر میتوان خوانشی نو از این آثار در قالب آثاری از آن خودسازی شده ارائه کرد.