تبیین مفهومیِ زمینههای عدمانطباق فضایی کار و سکونت در فضاهای شهری با تأکید بر ایران
نویسندگان
1 دانشیار گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
3 استادیار گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
4 استادیار گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.22111/j10.22111.2021.6168چکیده
نظریه عدم انطباق فضایی در زمره نظریههایی است که به تحلیل فقر و نابرابری در ساختار اجتماعی - فضایی شهرها میپردازند. این نظریه در خاستگاه خود (آمریکا)، نبود تناسب بین دستیابی به کار مناسب و دسترسی به مسکن مطلوب را در متنی از نابرابریهای نژادی - قومی مورد توجه قراردادهاست. هدف تحقیق حاضر «تبیین مفهومی زمینههای عدم انطباق فضایی کار و سکونت» به ویژه در شهرهای کشورهای درحالتوسعه و ایران بودهاست. این تحقیق به لحاظ ماهیت هدف نظری - کاربردی و به لحاظ روش توصیفی - تحلیلی میباشد. بهعلاوه از روش تحلیل گفتمان برای تبیین زمینههای شکلگیری عدم انطباق فضایی استفاده شدهاست. براساس یافتههای تحقیق، عدم انطباق فضایی در کلانترین زمینهها (تغییرات جهانی و فراگیر همچون بسط روابط فوردی -کینزی و پسافوردی - نئولیبرالی) و عینیترین لایه آن (نبود تناسب بین دستیابی کار مناسب و دسترسی به مسکن مطلوب در ساختار و فضای شهری) مشابه است. با این وجود، به لحاظ موقعیت جغرافیایی، به عکس شهرهای آمریکایی، کانونهای عدم انطباق فضایی در کشورهای درحالتوسعه، بیشتر در حاشیه شهرها مستقرند. درحالیکه عدم انطباق فضایی در آمریکا، متأثر از متن نابرابر نژادی - قومی، توسعه فناوری حملونقل، حومهنشینی، استقرار صنایع و کارخانهها بوده، اما در کشورهای در حال توسعه عمدتاً نیروی پیشبرنده خود را از "ساختار نابرابر اقتصاد سیاسی روابط بینالملل"، "اجرای راهبردهای توسعه برونزا در ساخت نابرابر اجتماعی - فضایی"، "گرفتاری در مصائب تلههای توسعه" (بیثباتی سیاسی، خامفروشی منابع طبیعی، سرایت پیامدهای بیثباتی همسایگان، حکمروایی ناکارآمد)، "تلههای فقر و فساد" و "الگوی ناپایدار توسعه شهری" میگیرد.