تحلیلی بر تفاوتهای فضایی الگوی سکونت و فعالیت در مناطق مرزی و غیرمرزی ایران
نویسندگان
1 دانشیار گروه جغرافیا، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 استادیار گروه جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
doi
10.22111/j10.22111.2021.6191چکیده
مناطق مرزی ایران بخشی از عرصه سرزمینی ملی هستند که به دلیل موقعیت جغرافیایی خود و دوری از مرکز اصلی سرزمین، شرایط متمایزی را ازنظر شاخصهای توسعه نشان میدهند. این مناطق هرچند در یک نگرش پایدار سیستمی، میباید تکمیلکننده نارساییهای درون سرزمینی و مکمل فعالیتهای موجود در آن باشند لیکن به دلیل تعارضات ایجاد شده و گسستگی نظامهای عملکردی متقابل، در یک فرایند غیر برنامهای، بهعنوان یک تهدید فزاینده علیه امنیت و یکپارچگی سرزمین مادر عمل مینمایندبر مبنای مسئله تحقیق، روش تحقیق، صورت توصیفی – تحلیلی است. در بخش توصیف با تکیه بر منابع آماری به تشریح مقادیر کمی پرداخته و سپس در بخش تحلیل بهطور عمده با بهرهگیری از تحلیلهای ثانویه و تشکیل ماتریس وضع موجود با استفاده از تکنیکهای تصمیمگیریهای چند شاخصه طبقه نموده است. همچنین شاخصها و نماگرهای کلیدی توسعه به تفکیک هر پهنه تعیین شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که که ساختار فضایی سکونت و فعالیت کشور بر اساس شاخص های توسعه یافتگی با تأکید بر پهنههای مرزی و غیر مرزی در شرایط حاضر از الگوی غیر متوازن تبعیت نموده است. الگویابی توسعه فضایی کشور مبین آن است که حوزه مرزی سواحل شمالی بهعنوان کانون توسعه با گرایش به سمت مناطق مرزی شمال غربی و شمال شرقی هدایت شده و آنگاه از طریق دالان توسعه منطقه غیر مرزی داخلی به کانون توسعه سواحل مرزی جنوب کشور متصل شده است. بر این اساس کانونهای توسعهنیافتگی در دو سوی دالان مرکزی یعنی مناطق مرزی شرق، غرب و جنوب شرق کشور توزیه شده اند. بر این مبنا می توان پذیرفت که بر اساس شاخص های توسعه، ساختار فضایی سکونت و فعالیت نه تنها بین مناطق مرزی بلکه بین مناطق مرزی و غیر مرزی (داخلی) نیز از تفاوت های معناداری برخوردار است.