کاستیهای مفهومی و گسست تحلیلی در دیدگاه فرهنگی از "جامعه-شناسی خانوادة ایرانی"
نویسندگان
1 استادیار دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه خوارزمی
doi
10.22059/jwica.2012.28510چکیده
نظریه سازی در ادبیات جامعه شناسی به طور عام و در حوزة جامعه شناسی خانواده به طور خاص، کم و بیش دچار اغتشاش مفهومی است. طرح کنندة مفهوم "نظام سه پایة ایرانی"، سعی در تحلیل وضعیت خانواده و تغییر و تحولات آن در ایران از رهگذر پدیدة مدرنیته را دارد. این مقاله با بررسی چارچوب مفهومی نظام سه پایة ایرانی و مفاهیم وابسته به آن به این نتیجه می رسد که این دیدگاه در چهار مفهوم "جامعة ایرانی"، "خانوادة ایرانی"، "زن ایرانی" و "فمینیسم خاص ایرانی" با یک دیدگاه جزء نگرانه به فرهنگ، دچار کاستی مفهومی و در تبیین وضعیت خانواده و رابطه با دولت و دین، دچار گسست تحلیلی است. کاستی های مفهومی این دیدگاه در متن مقاله غالباً به شکل سؤال مورد توجه واقع شده است. سؤالاتی که عمدتاً بدون پاسخ از سوی صاحب دیدگاه رها شده و یا به شکل متناقضی صورت بندی شده است. در مجموع به نظر می رسد چارچوب های مفهومی و نظری این دیدگاه که بعضاً در کتاب های درسی رشته های جامعه شناسی و مطالعات زنان و خانواده استفاده می شود، محتاج بازنگری، بازاندیشی و انسجام بخشی است.