بررسی و برآورد اثرات هیدرولوژیک ناشی از تغییرات کاربری در حوضۀ اوجانچای (دامنۀ شرقی کوهستان سهند، شمالغرب ایران)
نویسندگان
1 استاد ژئومورفولوژی، گروه Gis و سنجش از دور ،دانشکدۀ برنامهریزی و علوم محیطی، دانشگاه تبریز
2 استاد آبوهواشناسی، گروه آب و هواشناسی ،دانشکدۀ برنامهریزی و علوم محیطی، دانشگاه تبریز ، تبریز
3 استاد ژئومورفولوژی ،گروه ژئومورفولوژی ،دانشکدۀ برنامهریزی و علوم محیطی، دانشگاه تبریز، تبریز
doi
10.22111/gdij.2021.6004چکیده
تأثیرات هیدرولوژیکِ کاربری اراضی و نوع مدیریت زمین، در قالب تغییر در عمق رواناب، دبی حداقل، دبی حداکثر، رطوبت خاک و تبخیر و تعرق آشکار میشود. افزایش تولید رواناب در یک منطقۀ خاص، علاوهبر افزایش پتانسیل سیلخیزی، تأثیرات دیگری را نیز بهدنبال دارد. در محدودۀ اوجانچای (از زیرحوضههای مهم واقع در دامنههای شرقی کوهستان سهند) بهواسطۀ نوع خاک و ویژگیهای توپوگرافی و اقلیم حاکم، تغییرات ناشی از دستاندازی انسان به شیبها و تغییرات زیاد در کاربری، به تغییرات در حجم و عمق رواناب منجر شدهاست. در محدودۀ مورد مطالعه که از محدودههای مرتعی کشور محسوب میشود و اغلب بهدلیل اینکه در محدودههای مرتعی کشت و آن هم کشت افراطی صورت میگیرد، خاک دامنهها توسط روانابها تحت فرسایش شدید قرار گرفتهاند. در این تحقیق با هدف بررسی نقش تغییرات هیدروژئومورفولوژیکِ ناشی از تغییرات کاربری، از مدل L-THIA، برای تخمین رواناب ناشی از تغییر کاربری در حوضۀ اوجانچای استفاده شدهاست. مدل L-THIA یک ابزار مناسب برای کمک به سنجش اثرات بالقوۀ تغییر کاربری بر رواناب سطحی و آلودگی آب است. برای بهکارگیری این مدل، بارش ایستگاهها تهیه و از تصاویر ماهوارهای لندست (سنجندۀ TM و ETM) و نرمافزار تخصصی L-THIA و Arc Map استفاده شد و نوع کاربری اراضی در محدودۀ مورد مطالعه با استفاده از تصاویر ماهوارهای مربوط به دو سال متفاوت (2018 و 1988 )تعیین شد. پس از تهیۀ نقشههای کاربری اراضی، اقدام به آشکارسازی تغییرات و بررسی تغییرات اتفاقافتاده شد. نتایج بررسیها نشان میدهد که نوع کاربری در زمینهای محدودۀ حوضۀ اوجانچای عمدتاً کشاورزی و مرتع است که محدودۀ این دو نوع کاربری از سال 1988 تا 2018 تغییراتی داشتهاست؛ به عبارت دیگر، در طی 30 سال از محدودۀ مراتع کاسته شده و بر محدودۀ زمینهای کشاورزی افزوده شدهاست. بررسی تغییرات نشان میدهد که در طی سه دهه، یکپنجم از زمینهای مرتع در اختیار زمینهای کشاورزی قرار گرفتهاند. بررسی برآوردهای صورتگرفته با استفاده از مدل نشان میدهد که بالاترین میزان حجم رواناب که در سال 1988 در قسمتهای مرکزی و در اطراف شیبهای منتهی به دشتهای سیلابی قرار گرفته بودند، تغییر مکان داده و تمرکز روانابها در قسمتهای دیگر حوضه قرار گرفتهاست؛ یعنی در قسمتهایی که بیشتر به فرسایش مستعد هستند.