نشانهشناسی اجتماعی واقعهی معاد در نگارگری عصر صفوی
نویسندگان
1 دکتری پژوهش هنر، دانشگاه الزهرا (س)
doi
10.22070/negareh.2021.13553.2647چکیده
در توصیف نگارگری ایرانی بهویژه با موضوعات دینی و فرا مادی همواره تأکید بر درونگرایی، دنیای پررمزوراز و ساحت قدسی این آثار است، اما علیرغم بنمایهی متعالی این نگارهها نباید از وجه انسانی و بسترهای اجتماعی شکلگیری این آثار غافل ماند، چراکه نگارههای مذکور علاوه بر رسالت بیان حقایق ملکوتی، همچنان اطلسی فرهنگی منعکسکنندهی فضای عقیدتی، بافت تاریخی، اندیشههای سیاسی و زمینههای اجتماعی عصر خویش نیز هستند و دو ساحت را به یکدیگر پیوند میدهند. بر این اساس مسئله اصلی در پژوهش حاضر مطالعهی نگارههایی با مضمون معاد در عصر صفوی و تحلیل فنی و محتوایی آنها از زاویهای متفاوت و مهجور است. بدین معنی که وجه مادی و اجتماعی تولید این نگارهها که همواره تحت تأثیر معانی ارزشی و اعتقادی قرارگرفته و کمتر به آن پرداختهشده، موردتوجه قرار میگیرد. هدف آن است که از مجرای نگارههای مضمون معاد، به هویتیابی سلسله صفوی و شناخت الگوهای زیباییشناسی و پارادایمهای مسلط آن پرداخته شود. پرسش مطرحشده این است که گذر از ساختار بصری به معنا در نگارههای واقعهی معاد عصر صفوی چگونه صورت پذیرفته است؟ روش تحقیق توصیفی و تحلیل محتوا با رویکرد نشانهشناسی اجتماعی تصویر است و گردآوری اطلاعات از طریق منابع اسنادی و مشاهده مستقیم صورت پذیرفته است. نتایج مطالعه نشان داد، حضور ثابت فرا نقشهای ترکیبی و بازنمودی روایی و منابع نشانهای مشترکی چون بردار، ارزش اطلاعاتی، قاببندی و برجستهسازی در نحو بصری نگارهها، منتج از فضای گفتمانی حاکم و الگوی یکسان اجتماعی در این عصر است؛ گفتمان تشیع که مهمترین رکن آن مهدویت و موعودگرایی بود و با هوشمندی متولیان آن جهت مشروعیت بخشی ساختار سیاسی به نظامهای نشانهای چون نقاشی نیز نفوذ کرد تا از آن بهعنوان ابزاری تبلیغی برای پیشبرد مقاصد دیپلماسی زمامداران صفوی استفاده شود.