مبانی قرائی تفسیر

نویسندگان

1 دانشیار جامعة المصطفی العالمیة

2 دانش آموخته دکتری تفسیر تطبیقی جامعة المصطفی العالمیة

doi
10.22034/qer.2019.2714
چکیده

بحث مبانی تفسیر از مسائل مهم دانش تفسیر است که از دیرباز مورد توجه دانشمندان این فن قرار داشته است و در عصر حاضر بیش از پیش مورد کنکاش قرار گرفته است. یک دسته از مبانی تفسیر ریشه در دانش قرائات دارد. روشن است مفسر قبل از ورود به تفسیر ناگزیر باید در این زمینه نیز به یک نظریه برسد و تفسیر را بر آن بنیان نهد. این نوشتار در صدد بررسی مبانی قرائی تفسیر است و می‌کوشد با روش توصیفی تحلیلی سه مبنا از مبانی قرائی تفسیر که عبارتند از: تواتر قرائات، نزول قرآن بر هفت حرف و انحصار اعتبار قرائات در یک قرائت را مورد بررسی قرار دهد. برآیند پژوهش حاکی از آن است که ادعای تواتر قرائات قابل قبول نیست، از این رو نمی‌تواند مبنای صحیحی برای تفسیر قرآن قرار گیرد. همچنین احادیث نزول قرآن بر هفت حرف افزون بر غیر معتبر بودن در منابع شیعی در منابع اهل سنت نیز از حیث سندی محل تامل و از حیث دلالی مبهم است و تنها در مورد اختلافات ناشی از لهجات مختلف قابل پذیرش است و مبنا قرار دادن آن برای تفسیر قرآن بر اساس قرائات متعدد صحیح به نظر نمی رسد. انحصار اعتبار و حجیت به قرائت عاصم نیز فاقد مستندات کافی بوده و با گزارشات تاریخی همخوانی ندارد. بنابر این مفسر در تفسیر باید علاوه بر قرائت عاصم به سایر قرائات معتبر نیز نظر داشته باشد و ذکر احتمالات متعدد تفسیری بر اساس قرائت‌های مشهور و معتبر یک مزیت تفسیری به حساب می‌آید.