خود تنظیمی و مشارکت چقدر نتایج یادگیری را پیشبینی میکنند؟ بررسی کلاسهای آنلاین انگلیسی در یک دانشگاه ایرانی
نویسندگان
1 خود تنظیمی و مشارکت چقدر نتایج یادگیری را پیشبینی میکنند؟ بررسی کلاسهای آنلاین انگلیسی در یک دانشگاه ایرانی
doi
10.22061/tej.2023.10069.2936چکیده
پیشینه و اهداف: شناخت الزامات منحصر به فرد آموزش برخط به دلیل گستردگی آن بسیار ضروری است. خودتنظیمی در یادگیری برای این رویکرد آموزشی ضروری است، زیرا دانش آموزان و معلمان از نظر فیزیکی از هم جدا هستند. افراد برای مدیریت موثر زمان خود، ایجاد اهداف و حفظ انگیزه، باید راهبردهای عملی اتخاذ کنند. مشارکت فعال در فرآیند یادگیری نیز مهم است و دانشجویان را ملزم به مشارکت فعال، مشارکت و تعامل با مربیان و همسالان می کند. ارزیابی خودتنظیمی و مشارکت دانشجویان میتواند به مدیران و استادان کمک کند تا بر روند آموزشی نظارت کنند و در مواقعی که مشارکت دانشجویان کم است، اقدامات لازم را انجام دهند. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر مشارکت و خودتنظیمی یادگیری بر نتایج یادگیری درک مطلب دانشجویان ایرانی در کلاسهای برخط انجام شده است.روشها: این پژوهش با استفاده از دو پرسشنامه و یک آزمون انجام شد. از پرسشنامه خودتنظیمی یادگیری، مقیاس مشارکت دانشجویی برخط و بخش خواندن آزمون زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی استفاده شد. پرسشنامه خودتنظیمی دارای سه سازه با 30 گویه و پرسشنامه مشارکت چهار سازه با 19 گویه بود. این مقیاس ها به فارسی ترجمه و برای 345 دانشجو ارسال شد. از 287 پرسشنامه برگشتی، 21 پرسشنامه به دلیل بی دقتی پاسخ دهندگان حذف شدند. 266 پاسخ باقیمانده، همراه با نمره آزمون آزمون آنها، مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. آزمون درک مطلب و پرسشنامه ها از طریق سامانه آموزش مجازی دانشگاه در پاییز 1401 اجرا شد.یافتهها: برای ارزیابی پایایی، ضرایب آلفای کرونباخ برای سه متغیر کلیدی مشارکت فعال، خودتنظیمی یادگیری و خواندن و درک مطلب محاسبه شد. ضرایب به دست آمده به ترتیب 89/0، 94/0 و 86/0 بود. این مقادیر نشان میدهد که ابزار اندازهگیری مورد استفاده برای ارزیابی این سازهها قابل اعتماد هستند. روایی سازه نیز از طریق مقادیر ریشه میانگین مربعات خطای تقریب (RMSEA) برای متغیرها بررسی شد. مقادیر RMSEA گزارش شده به ترتیب 0.08، 0.07 و 0.01 بود. این مقادیر در محدوده قابل قبولی قرار میگیرند که نشان میدهد مدلهای اندازهگیری به اندازه کافی با دادههای مشاهدهشده تناسب دارند . هر سه متغیر (مشارکت فعال، خودتنظیمی و خواندن) مقادیر t آماری معنیداری را نشان دادند که بر توانی های فراگیران دلالت می کند. رابطه مثبت معناداری بین مشارکت نظارتی و درک مطلب مشاهده شد. این یافته نشان میدهد که سطوح بالاتر مشارکت نظارتی با مهارتهای درک مطلب بهتر در بین دانشآموزان مرتبط است. علاوه بر این، تحلیل رگرسیون نشان داد که سازه های «عملکرد» و «تعامل دانشجو-دانشجو» با درک مطلب ارتباط قوی و مثبتی دارند. ضرایب بتا برای این متغیرها به ترتیب 0.25 و 0.21 بود. این نشان میدهد که بهبود عملکرد و افزایش تعاملات دانشجویان با افزایش تواناییهای درک مطلب مرتبط است.نتیجهگیری: رابطه بین مشارکت نظارتی و درک مطلب، پیام مهمی برای استادان و مدیران دارد. درک این ارتباط به منظور طراحی برنامه های مؤثر و رویکردهای آموزشی برای افزایش تواناییهای مشارکت نظارتی دانشجویان ضروری است. با این حال، باید اذعان کنیم که مطالعه انجام شده دارای محدودیتهای خاصی بود که دامنه آن را محدود میکرد و از بررسی کامل همه عوامل مؤثر بر مهارتهای درک مطلب جلوگیری میکرد. برای به دست آوردن درک جامع تر از موضوع، تحقیقات آینده باید متغیرهای اضافی فراتر از مشارکت نظارتی را بررسی کند. برای مثال، در نظر گرفتن تأثیر پیشینه فرهنگی بر درک مطلب میتواند بینشهای ارزشمندی در مورد توانایی خواندن زبانآموزان ارائه دهد. به همین ترتیب، بررسی روشهای تدریس مختلف میتواند اثربخشی رویکردهای آموزشی خاص در تقویت مهارت درک مطلب را روشن کند. علاوه بر این، عوامل شناختی فردی مانند حافظه فعال و کنترل توجه نقش مهمی در درک مطلب دارند و بررسی آنها میتواند به شناسایی راهبردهایی برای حمایت از دانشجویان کمک کند.