بررسی زمان داستان فریب خوردن خر از روباه در مثنوی بر اساس نظریه زمان ژنت

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، دانشکده زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

2 استاد، دانشکده زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

3 استاد، دانشکده زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22126/rp.2023.8720.1723
چکیده

 داستان­های مثنوی را می­توانیم با استفاده از نظریه ­های ادبی جدید نقد و بررسی کنیم. روایت­ شناسی رویکردی جدید است که از زبان­شناسی نشأت گرفته است. از مباحث مهمی که در روایت ­شناسی مطرح است، مسألۀ زمانِ روایت است. از نظریه­ پردازان بزرگی که به این بحث پرداخته­، ژرار ژنت است. ژنت برای تحلیل زمانِ روایت به سه مبحث نظم، تداوم و بسامد تأکید دارد. در پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی حکایت  «فریب خوردن خر از روباه» از دفتر پنجم مثنوی با تأکید بر نظریه زمان در روایت ژرار ژنت، بررسی شد. نتایج تحقیق نشان می­دهد که زمان داستان سیر خطی دارد و به جز در برخی موارد، حوادث به ترتیب در جای خود نقل شده­است. با توجه به سیر روایی داستان متوجه می­شویم که زمان غالب روایت در این داستان هم زمانی است. مولوی  با توجه به فضای کلی داستان در این حکایت از زمان گذشته ­نگر برای نقل روایت استفاده کرده است. و از مکث­ های توصیفی که از عوامل موثر در به وجود آمدن شتاب منفی است به نحوی ماهرانه بهره برده، با استفاده از زاویه دید دانای کل و داستان­های درونی، تبحر خود را در ایجاد شتاب منفی به مخاطب نشان داده است. در این داستان مولوی از بسامد مفرد، بیش­ترین استفاده را کرده است و بسامدهای مکرر و بازگو به ترتیب در جایگاه دوم و سوم هستند.