تحلیل انتقادی گفتمان مسلط بر بازنمایی مولوی در نسخه ثواقب المناقب (برمبنای نظریه فرکلاف)
نویسندگان
1 دانشیار دانشکده علوم نظری و مطالعات عالی هنر، دانشگاه هنر تهران
2 دانشجوی دکتری تاریخ تحلیلی و تطبیقی هنر اسلامی، دانشگاه هنر تهران
doi
10.22070/negareh.2021.14350.2750چکیده
نگارگری به عنوان هنری که در دوره پیشامدرن همواره در خدمت شاهان و حامیان قدرتمند بوده، رسانهای برای بازنمایی پدیدهها تحت تاثیر گفتمانهای غالب است. در این پژوهش که با هدف واکاوی تاثیر گفتمانهای مسلط بر تصویرگری شخصیت مولوی در نسخه ثواقب المناقب به منظور رسیدن به درکی بهتر از سازوکارهای نقاشانه و تاثیر و تاثر آنها در مواجهه با جریانهای فرهنگی و اجتماعی صورت گرفت، کلیت پژوهش حول پاسخگویی به این سؤالات شکل گرفت که: 1. نگارههای نسخه ثواقب المناقب تهیه شده در مکتب بغداد عثمانی، از چه موضوعی و از چه موضعی سخن میگویند؟ و 2. آرایش عناصر بصری در این تصاویر چگونه شکل گرفته و پیام ایدئولوژیک در این آثار چگونه بیان تصویری پیدا کرده است؟ پژوهش حاضر با روشی توصیفی تحلیلی انجام شده و دادههای مورد نیاز آن با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و بهره گیری از منابع دست اول تهیه شد. اطلاعات بدست آمده در این پژوهش بر مبنای نظریه تحلیل گفتمان فرکلاف مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و درنهایت بدین نتیجه رهنمون شد که موضع حامیان نسخه ثواقب المناقب و بهتبع آن تولیدکنندگان و تصویرگران این نسخه، میانجیگری بین دو گفتمان تشیع و تسنن بوده و موضوعی که کتاب سعی دارد بدان پرداخته و آن را برجسته کند، نقش شگرف و انکارناپذیر مولوی در برقراری تعامل بین دو گفتمان مذکور است. در این راه ترکیببندی استعلایی نگارهها، جایگاه مولوی در هر نگاره، نسبت اندازههای او به سایر افراد، کل تصویر و حتی نسبت سر به تن او، بهرهگیری از رنگهای نمادین ازجمله عناصر بصریای بودند که هنرمندان به کار گرفته تا بر علو درجه مولوی، نقش مؤثر وی در گفتمانهای تصوف، تشیع و تسنن، جایگاه او نزد همگان تأکید کنند که همه اینها حامل پیام ایدئولوژیک سیادت مولویه و بهحق بودن ایشان هستند.