تحلیل گفتمان انتقادی رمان بینامِ پدر بر اساس نظریه نورمن فرکلاف
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ولی عصر(عج) رفسنجان، رفسنجان، ایران.
2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ولی عصر(عج) رفسنجان، رفسنجان، ایران.
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ولی عصر(عج) رفسنجان، رفسنجان، ایران.
doi
10.22126/rp.2023.9292.1799چکیده
رمان بینامِ پدر نوشته سید میثم موسویان، یکی از رمانهای مهّم معاصر با درونمایه سیاسی و اجتماعی است که نویسنده متأثِّر از فضای اجتماعی جامعه در دوره پهلوی دوم، با نگاهی انتقادی به بازخوانی رویدادهای سیاسی آن دوره میپردازد. از این رو، تحلیل گفتمان انتقادی، رویکردی مناسب برای تحلیل این رمان است. پژوهش حاضر، با هدف واکاوی گفتمانهای غالب بر متن داستان، بر مبنای نظریه فرکلاف به تحلیل رمان میپردازد. زمینه تاریخی رمان، رویدادهای دهه1320 تا وقوع انقلاب اسلامی را در بر میگیرد. نویسنده رمان با مستمسک قرار دادنِ روایتی عاشقانه و سیاسی، با محوریت اعلام خودمختاری مهاباد به رهبری قاضی محمد متأثر از القائات شوروی، سرسپردگی پهلوی به انگلیس و آمریکا و همسویی با مبارزات فداییان اسلام، ضمن روایتی جذاب و خواندنی، به بازنمایی متفاوتی از تاریخ سیاسی معاصر ایران میپردازد. تحلیل رمان بر مبنای الگوی گفتمانی فرکلاف در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین، بیانگر گرایش نویسنده به ایدئولوژی انقلاب اسلامی در تقابل با گفتمان سلطهجویانة استعمار و حاکمیت اقتدارگرای پهلوی است. واکاوی نگرش ایدئولوژیک نویسنده، نشان میدهد گفتمان غالب رمان بر انتقاد از نظام استبدادی پهلوی، انتقاد از سلطه غرب، انتقاد از فریفتگان به بلوک شرق و شوروی و همسویی با مبارزه فداییان اسلام، شکل گرفته است.