تجلی اسماء الهی در سورۀ یوسف (ع) از منظر فصّ یوسفی؛ الگویی برای انسان کامل

نویسندگان

1 استادیار، گروه ادیان و عرفان، دانشکدۀ الهیات و ادیان، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

2 دانشجوی کارشناسی ارشد عرفان اسلامی، گروه ادیان و عرفان، دانشکدۀ الهیات و ادیان، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

doi
10.30513/ipd.2026.7592.1662
چکیده

فصّ یوسفی ابن‌عربی از بخش‌های ممتاز فصوص الحکم محسوب می‌شود که در آن حکمت نوری به حضرت یوسف (ع) نسبت داده شده است. ابن‌عربی در این فص، با تکیه بر مبانی هستی‌شناسی وحدت وجود و نظریۀ تجلی، داستان یوسف را نه صرفاً روایتی تاریخی، بلکه تمثیلی از سیر روح انسانی از ظلمت به نور، از صورت به معنا و از کثرت به وحدت می‌داند. در این تفسیر، حضرت یوسف مظهر اسماء جمالی و نوری خداوند همچون النور، المصور، العلیم، الجمیل، الحکیم و الحق است؛ زیرا در او هم علم تأویل رؤیا و هم جمال و نورانیت ذاتی جمع شده است. ابن‌عربی از طریق حکمت نوری، رابطۀ میان عالم مثال، خیال و علم تعبیر را تبیین و نشان می‌دهد که یوسف، به‌عنوان انسان کامل، آینه‌ای است که در آن اسماء الهی در مراتب مختلف ظهور می‌یابند. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و بر اساس متن فصّ یوسفی و شرح بزرگانی چون جندی، قیصری، خوارزمی، پارسا و دیگر شارحان بر این فص، به تحلیل جلوه‌های اسمائی و معنای رمزی سیر یوسفی پرداخته و برمبنای آن الگوی انسان کامل یوسفی را ارائه نموده است. از جمله نتایج پژوهش آنکه فصّ یوسفی، نظامی از معرفت نوری و تأویلی را تصویر می‌کند که در آن علم و جمال، خیال و حقیقت و ظاهر و باطن در پرتو تجلی اسماء الهی مانند نور، حکیم، مصور، علیم، جمیل، ولی، ظاهر، باطن و اسماء دیگر به وحدت می‌رسند، و با تمرکز بر این نکتۀ بدیع، الگوی انسان کامل یوسفی به مخاطب معرفی می‌شود.