نقش فطرت و وجدان در تحقق آزادی در اندیشۀ ملاصدرا و هایدگر
نویسندگان
1 استاد، گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی شهید مطهری، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
2 دکتری فلسفه (گرایش حکمت متعالیه)، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی شهید مطهری، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
3 دانشیار، گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی شهید مطهری، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
4 استاد، گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی شهید مطهری، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
doi
10.30513/ipd.2026.7265.1631چکیده
مسئلۀ آزادی از مسائل پردامنه و زندۀ تمامی اعصار بوده و هست و کیفیت نگاه به حقیقت فلسفی آن از طرفی متفرع بر مبانی فلسفی فیلسوفان است و از طرفی هم خود متفرع بر مسائل فراوان دیگر فردی-اجتماعی میگردد. ملاصدرا و هایدگر دو تن از فیلسوفان بسیار تأثیرگذار به شمار میروند که بر اساس مبانی فلسفی آنان، نگاه خاصی به آزادی شکل میگیرد. فطرت نزد صدرالمتألهین و وجدان نزد هایدگر متقدم از مهمترین مؤلفههای این دو فیلسوف در ترسیم آزادی به شمار میرود. در این مقاله بهصورت تحلیلی به نقش فطرت از منظر ملاصدرا در تحقق آزادی و نقش وجدان از منظر هایدگر متقدم در تحقق آزادی پرداخته، و بهصورت تطبیقی به اشتراکات و افتراقات دیدگاه آنان ورود کردهایم. با بررسی تطبیقی فطرت صدرایی و وجدان هایدگری در ساحتهای چیستی، مبدأ، مقصد و محتوا، ناظر به نقش آن در تحقق آزادی، این نتیجه حاصل میشود که گرچه اشتراکاتی وجود دارد، اما دیدگاه ملاصدرا دارای انسجام و برتری در این امور است: یک) ارائۀ تصویر دقیق از مبدأ فطرت (بر اساس نظریۀ تجلی و وجود رابط)؛ دو) تبیین داشتههای مشترک (دانشی و گرایشی) فطرت انسانها؛ سه) ارائۀ تصویری جامع از ساحتهای وجودی انسان (اخلاقی و عرفانی) و تناظر آنها با مراتب آزادی؛ چهار) تبیین وجود حقتعالی بهمثابۀ غایت انسان و غایت آزادی؛ پنج) ارائۀ برنامۀ عملی (شریعت) برای شکوفایی فطرت و تحقق آزادی.