تأثیر ممیزی بر شیوه‌های روایت‌پردازی (مطالعۀ موردی مجموعه داستان هاسمیک)

نویسندگان

1 استادیار، گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و زبان‌ها، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

doi
10.22126/rp.2023.8236.1660
چکیده

سانسور، پدیدۀ جامعه ­شناسانه با محدودیت­های آزادی بیان در زمینه­های مذهبی، سیاسی، اجتماعی، قومی برای همة اقشار جامعه است و بیش­ترین فشار بر نویسندگان مجموعه داستان­های کوتاهِ نوقلم است؛ زیرا روایت در داستانِ کوتاه، ظرفیتِ محدودتری دارد و در ­نتیجه سانسورچی با حضورِ ذهنِ بیش­تری بر تک­تک واژگانِ نویسنده می­تواند اعمال نفوذ ­کند. این مقاله به شگردهای گذر از سانسور در مجموعه داستان کوتاه هاسمیک اثر مرجان صادقی پرداخته است. از هفت داستان این مجموعه پنج داستان با محتوای تابوشکن همراه است. او با دو روش از سانسور عبور کرده ؛ یکی در شیوۀ روایت مانند آفرینشِ روایت­های پیچیده؛ روایتِ سیّالِ ذهن و دیگر شیوۀ بیانِ مستقیم از طریق تکنیک تداخل بافت، پرداختن به ِتابوها در زندگی اقلیت­ها، یا اشاره به فیلم­های مشهور سینمایی. این دو روش به صورت­های متنوع ارائه شده؛ از آن جمله توصیف­های پی در پی، بالا بودن سرعت انتقال اطلاعات، کوتاهی و بلندی جملات، استفاده از شخصیت­هایی با ویژگی­های خاص که ارتکاب یا انجام چنین تابویی از وی در چارچوب پیرنگ داستان پذیرفتنی باشد. این پژوهش نشان می ­دهد پدیده سانسور سبب گرایش نویسنده به سبک خاصی از روایت شده که احتمالاً اثر را برای خواننده عادی دیریاب می‌کند