تحلیل مقایسهای مؤلفههای ساختاری زمان در دو اثر آیینی از فریبا کلهر و غلامرضا آقا یاری بر اساس نظریه ژرار ژنت
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری ،گروه زبان وادبیات فارسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.
2 استادیار ، گروه زبان وادبیات فارسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.
3 استادیار ،گروه زبان وادبیات فارسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.
doi
10.22126/rp.2024.9938.1876چکیده
زمان روایی در داستانهای آیینی به ویژه داستانهای کودک و نوجوان، دارای اهمّیت ویژهای است. از جمله نظریهپردازان مهّم این حوزه میتوان از ژار ژنت نام بردکه با تأکید بر اهمّیت زمان در قالب مؤلفههای زمانی روایت (تداوم، نظم، بسامد) به چگونگی ساختار زمان و اهمیّت آن در روایتهای داستانی می پردازد به همین جهت در پژوهش حاضر براساس نظریه ژنت این مؤلفه ها در دو داستان آیینی کودک و نوجوان راز آن بوی شگفت و سفیدتر از برف خوشبوتر از یاس مورد بررسی قرار گرفته که هدف از این بررسی یافتن مؤلفههای زمان روایی و بسامد آن در روایتهای مذکور میباشد تا مشخص شود که نویسنده چگونه از مؤلفههای زمان روایت ژنت در داستانهای کودک و نوجوان بهره گرفته است. بنابراین در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانهای به بررسی این مؤلفهها پرداخته شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که تطبیق این دو داستان از جهت زمان روایی در آثار دو نویسنده، از نظر فرم و محتوا با تأکید بر شخصیّتهای آیینی و مقّدس دارای ویژگیهای مشترکی است و نویسنده با استفاده از روش شکست زمان حال و استفاده از مؤلفه های گذشته نگر و آیندهنگر به دنبال تغییر زمان تقویمی به زمان روایت است و مقوله زمان حوادث و اتفاقات بخشی از زندگی شخصّیتهای اصلی داستان را در برمی گیرد. از ابزار اصلی سبک روایی نویسندگان می توان مؤلفه گذشته نگری را به عنوان وجه غالب داستان، معرفی کرد. زمانپریشی آیندهنگر، شتاب مثبت، بسامد مکرر و بسامد بازگو از جمله موارد دیگری است که در این آثار نمود دارند.