تحلیل شخصیت زن در رمان سال بلوا با تکیه بر نظریۀ «اسطوره باستانی و مدرن زن» از استر هاردینگ
نویسندگان
1 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
4 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22126/rp.2024.10476.1924چکیده
کهنالگوها و عناصر طبیعت عضوی جداییناپذیر از جهان انسانی هستند که میتوانند در تمام زوایای بشری قابل بررسی و مطالعه باشند. یکی از نظریهپردازان معاصر در باب کهنالگوها و ارتباط آن با اساطیر کهن و مدرن مطالعات گسترده و با رویکرد زن باستانی و مدرن به آن توجه داشته، مری استر هاردینگ است. وی در نظریه خود ارتباط و اتصال عمیق زن را با طبیعت بهویژه با ماه و خورشید میداند و علت اصلی رفتار زن در تقابل با اجتماع و همچنین باروری زن را در حرکات ماه و عناصر خاک زمین قلمداد میکند. از آنجا که زن قهرمان داستان سال بلوا از نظر نویسنده با الهام از عناصر طبیعت مانند خاک و درخت و آب و همچنین اساطیر کهن و افسانهها توصیف شده، لذا پژوهنده شخصیت زن این رمان را طبق مبانی روانشناختی کهن الگویی و با رویکرد نظریه هاردینگ و به روش تحلیلی – توصیفی و بهصورت کتابخانهای بررسی کند. در پایان به این نتیجه رسیده است که زن قهرمان داستان برای رسیدن به تعالی روح خود که از منشاء وجودی خویشتن دورمانده، به طبیعت، باغ و درخت و خاک پناه برده که این اتصال با طبیعت و به ویژه خاک منجر به آگاهی زن گردیده است.