تفسیر ساختاری از مبانی فلسفیِ «نظام فیض» بهعنوان یکی از عوامل حرکت ساز بر بازیابی آرایه اسلیمی در عصر عباسیان
نویسندگان
1 پژوهشگر دوره دکتری معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان
doi
10.22070/negareh.2021.14156.2722چکیده
مقاله بابیان این فرضیه که حرکتِ «ساختار ساختارها» عاملی بر جنبشِ ریزساختارهای تابعه و نظاماتی مانند آرایههای معماری است؛ به تفسیر موضوع میپردازد. برای این منظور، ضمن بررسی دوران زمامداری عباسیان، بهعنوان عصری که حرکت ساختار ساختارها به حد مطلوبی از شکوفایی رسید؛ به نمودهایی از ساختارهای شکوفا در این عصر همچون فلسفه و نظاماتِ آن، بهطور خاص «نظامِ فیض» میپردازد. هدف این تحقیق، تفسیر و بررسی نظامِ فلسفی فیض در قالبِ ساختاری محرکْ بر ریزساختارها و اختصاصاً بهعنوان عاملی بر بازیابی اسلیمی است. این پژوهش در پی پاسخ به این سؤال است که آیا رابطهای بین مبانی فلسفی نظام فیض و آرایه اسلیمی قابل کاوش است؟ روش پژوهش، تاریخی-تفسیری است که در قالب استنباطی از نوع داده بنیاد به بیان موضوع میپردازد. دادههای مورد استناد بهصورت اسنادی و مروری، جمعآوریشدهاند. نظام استدلال پژوهش، استقرایی-قیاسی است. الزام به شناخت جنبههای نظری، عملی و ساختاریِ رواج دهنده اسلیمی در عصر عباسیان بهعنوان ضرورت اجرایی این تحقیق در نظر گرفتهشده است. یافتههای پژوهش نشان داد که شکوفایی ساختار ساختارها، عاملِ بر جنبشِ ساختارهای تابعه است. هنر و بهطور خاص آرایههای معماری هم بهعنوان یک ریزساختارِ متأثر از کلان ساختارها، به تأسی از نظامات مختلف به تکاپو و حرکت میآیند. منشأ اسلیمی در عصر عباسیان که بر دو ریشه پالمت و ساسانی قابلتمییز است، دارای شباهتهایی از جنبههای جوهری، صدوری و حرکتی با نظام فلسفی فیض است؛ که نتایج این تحقیق در سه مقام حرکتی به آنها میپردازد. نهایتاً، این مقاله بیان میکند یکی از دلایلِ بازیابیِ اسلیمی در عصر عباسیان میتواند متأثر از حرکت سایر نظامات و ساختارها، بالأخص نظام فیض، بهعنوان عاملی صورتساز و حرکت آفرین در نظامِ اسلیمی بوده باشد. این موضوع با ارائۀ سه قالبِ فرمی در صورت اسلیمی تفسیر میگردد.