خوانش نگارههای نسخ معراجنامه بر اساس آرای نورتروپ فرای
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه الزهرا (س)، تهران
2 دانشیار گروه نقاشی، دانشکده هنر، دانشگاه الزهرا (س)، تهران
3 دانشیار گروه نقاشی، دانشکده هنر، دانشگاه الزهرا (س)، تهران
doi
10.22070/negareh.2021.14159.2723چکیده
در دورههای تاریخ و در بین اقوام مختلف، باورهای متنوعی در مورد سفر به جهانهای دیگر رواج داشته که گسترهی وسیعی از داستانهای اسطورهای را در برمیگیرد. یک نمونه از این سفرها، عروج به قلمرو آسمانهاست؛ همچون سفر شبانه پیامبر(ص) به آسمانهای هفتگانه که نسخ مصور معراجنامه ایلخانی (772-762 ه.ق) و معراجنامه تیموری (840 ه.ق) به بازگو کردن و نمایش آن پرداختهاند. با توجه به اینکه روایت معراج پیامبر(ص) از طریق پیش متنها و بیش متنها با مفاهیم و عناصر کهنالگویی و اسطورهای مرتبط است، در این مقاله با فرض اینکه روایات مختلف معراجیه در نوع ادبی-تلفیقی بهواسطه عملکرد اصل جابهجایی و نماد کهنالگویی موجود در نظریه نورتروپ فرای قرارگرفته به بررسی، شناسایی و طبقهبندی نماد کهنالگویی در نگارههای مذکور پرداختهشده که از اهداف اصلی این پژوهش نیز میباشد. رویکردهای اصلی این پژوهش، پاسخگویی به این سؤالها است که چگونه با کاربست نظریه فرای، روایات معراجیه از یک سطح تاریخی-عرفانی به یک سطح فرا تاریخی و کهنالگویی قابلشناسایی است؟ معانی و سمبل کهنالگویی در نگارهها کدماند؟ و چگونه بازنمود یافتهاند؟ در ادامه با استفاده از منابع کتابخانهای و روش توصیفی-تحلیلی به بررسی نگارهها در سه وجه دنیای بهشتی، دوزخی (اسطورههای نامتبدل) و دنیای قیاسی (اسطورههای متبدل و پوشیده) پرداختهشده است. نتایج حاصل از تجزیهوتحلیل کیفی نشان داد که 26 نگاره در بخش وجوه بهشتی و دوزخی و 6 نگاره در بخش وجوه قیاسی، از برخورد دو محور زنجیرهی بزرگ هستی و تصاویر کهنالگویی، در هفت سطح وجودی اعم از الوهیت، انسان، حیوان، نبات، جماد، آبوآتش قابل دستهبندی و بررسی هستند.